به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام


    افرادی که می خوان سیگار یا هر عادتی را ترک کنند ، باید یه خورده با ساختار مغز آشنا باشند .

    وقتی کاری را برای اولین بار انجام می دهیم ، یه ارتباط فیزیکی و یک رشته ی عصبی ( شبکه ی عصبی ) نازک در مغز ایجاد می کنیم

    در واقع این کار باعث میشه ما به آن احساس و به آن رفتار ،،، دسترسی داشته باشیم

    در واقع مغز مثل یه هارد می مونه که داره اطلاعاتی از احساسات و رفتارها را درونش ذخیره می کنه !

    مثلا اگر ما تا حالا به آب جوش دست نزده باشیم – دست زدن به آب جوش ، باعث میشه اون احساس در ذهنمان ثبت بشه

    هر بار که رفتاری را تکرار می کنیم ، این ارتباط ( شبکه های عصبی ) تقویت می شود و ما یک رشته عصبی به رابطه اضافه می کنیم

    این جوری میشه که ، ما حتی اسم آب جوش هم می یاد ، بعضی موقع ها احساس آن را درک می کنیم !




    در مورد سیگار :

    فرد ی که تا حالا سیگار نکشیده – سیستم مغزی اون از سیگار چیزی نمی فهمه

    با کشیدن اولین نخ سیگار – یه رشته عصبی نازک در مغز او ایجاد می شه

    وقتی بار دوم این کار را کند – این رشته قوی ترمیشه

    وقتی یه هفته این کار را کند - این پیوند باز هم قوی تر میشه

    وقتی یک سال بگذرد – شاید همه بگن اون عادت کرده به سیگار کشیدن

    عادت یعنی اینکه درون سیستم عصبی خودش ،،، شبکه یی از پیوند های عصبی قوی ایجاد کرده .



    شروع هر عادت ، مثل یه رشته ی نامرئی ست، اما هر بار که آن رفتار را تکرار می کنیم

    آن رشته را تقویت می کنیم و رشته های دیگری به آن می افزاییم

    تا این که تبدیل به یک کابل بزرگ میشه و اونجاست که میگیم : آره من عادت کردم سیگار بکشم – من عادت کردم صبح زود از خواب بلند بشم و .....

    اگر با ساختار ذهن آشنا باشیم ، به راحتی میتونیم از عهده این کار بر بیام .


    ......................................



    برای اینکه بتوانیم یک الگو غلط ( مثلا سیگار کشیدن ) را از بین ببریم باید از چند مرحله استفاده کنیم :



    مرحله ی اول :

    باید قبل همه چیز بخوایم ! – باید بخوایم که تغییر کنیم .
    بیشتر موقع ها ، برای بهای تغییر که باید بپردازیم ، ناراحت هستیم
    اما عدم تغییر به نظرم بهایی بیشتری دارد .


    درسته که اگر فردی که می خواهد سیگار را ترک کند باید ، بهایی بپردازند
    ولی آیا اگر ترک نکند ، بهایی بیشتری ندارد – آیا ضرر بیشتری ندارد؟

    پس باید تعهد داشته باشیم . و بدونیم که انگشتر جادویی در کار نیست که ما آن را دستمان کنیم و همه چیز را تغییر بدیم
    ولی اگر با ساختار ذهن آشنا باشیم - و پیاده سازی کنیم - زحمت بکشیم و به خداوند هم توکل کنیم ،،،،،، می تونیم !


    .....................................


    مرحله ی دوم :


    مرحله دوم ، انگیزه هست .


    بیشتر ماها .واقعا دوست داریم عوض بشیم – اما نمی توانیم خودمان را وادار به تغییر کنیم .
    تغییر به توانمندی نیاز ندارد - تغییر به انگیزه نیاز دارد !


    مثلا اگر کسی اسلحه روی سر من بگذارد و بگوید – بهتر هست افسردگی را رها کنی و از همین حالا شاد باشی - مگرنه شلیک می کنم – مطمن باشید براش پشتک هم می زنم – چه برسه به خنده .
    اما مشکل اینجاست که تغییر اغلب یک ضرورت نیست .
    ما باید حس ضرورت را در خودمان بسیار شدید کنیم و خود را مجبور سازیم تغییر کنیم .


    دو قدرت در زندگی ما وجود داره : ( دو تا انگیزه )
    قدرت درد – قدرت لذت


    مثلا :
    از یک طرف ، می خواهیم تغییر کنیم که نمی خواهیم به خاطر سیگار کشیدن سرطان بگیریم . نمی خواهیم به خاطر عدم کنترل رفتارمان رابطه مان را از دست بدهیم .
    نمی خواهیم به خاطر چیزی که در گذشته مان رخ داده است در بقیه عمرمان احساس افسردگی داشته باشیم و .....


    از طرف دیگر :
    از تغییر می ترسیم و با خود می گوییم :
    اگر سیگار کشیدن را ترک کنم ، چه اتفاقی می افتد - اگر سیگار را ترک کنم لذت آن را از دست می دهم و ...

    هنگامی که همچنین سوالاتی از خودمان می پرسیم – یعنی سئوالاتی تو ام با درد و لذت ! - در واقع مغز خودمان را لای منگنه می گذاریم - این کار ما ، باعث میشه مغز مطمئن نباشه !



    راه حل چیست ؟

    یکی از کارهایی که افراد را تغییر می دهد ، رسیدن به آستانه ی درد است - یعنی تجربه ی درد -
    به اندازه یی که بدانیم اکنون باید تغییر کنیم .


    یعنی باید به نقطه ای برسیم که مغز ما بگوید :

    " آن را تحمل کردم – دیگه بسه - نمی توانم این گونه زندگی کنم "



    با یه بنده خدایی مناظره ای داشتیم - داشتم باهاش صحبت می کردم بهم گفت باغبان دیگه سیگار نمی کشم
    بهش گفتم – چطور ؟
    گفت : دیگه خسته شدم – دیگه بسه !
    به ایشون گفتم کسی چیزی گفته ؟ کسی گولت زده خدایی نکرده ؟



    گفت – خسته شدم وقتی با کسی صحبت می کنم – با چشم هاش بهم میگه دهنت بوی سیگار میده
    همیشه بی حال هستم ورزش نمی تونم بکنم و .....

    ببینید ، ایشون برای خودش یه انگیزه ای درست کرده و به خودش گفته : من دارم خودم را ویران می کنم.

    در واقع خودش را به آستانه درد رسانده با سئوالاتی که از خودش کرد .



    ما در صورتی تغییر می کنیم که ، تغییر را ضرورت بدانیم .

    باید عمیقا حس کنیم که نیاز به تغییر داریم - اگر چند بار کوشیده ایم تغییری ایجاد کنیم – اما هر بار شکست خورده ایم باید بدانیم که
    درد ناشی از شکست به حد کافی قوی نبوده است و ما هنوز به آستانه ی درد نهایی نرسیده ایم

    عامل زیر باعث میشه ما در آستان ی درد ( هدفی برای تغییر ) قرار بگیریم :

    * استاندارهای زندگی خودمان ( عامل درونی )


    بزرگ ترین اهرمی که می تونیم برای خودمان درست کنیم درد و رنج درونمان هست – نه بیرون ار وجودمان .
    دانستن اینکه تا کنون نتوانسته ایم مطابق استاندارها یمان زندگی کنیم ، خود بزرگ ترین رنج است .
    و این خود با عث بروز تغییر می شود .چون فرد از درون کاملا تحت فشار هست .


    اگر عامل و فشار بیرونی ( مثل خانواده و دوست و .... ) را روی فرد اعمال کنیم – باعث میشه که فرد مقاومت کنه
    ولی عامل درونی قدرت بیشتری دارد .


    مثلا : طرف دوس نداره سیگار را ترک کنه – یا افسردگی را رها کنه و ...

    اگر بهش بگی به خاطر باغبان جون سیگار نکش ....، قبول نمی کنه و امکان داره مقاومت کنه
    ولی اگر بهش بگی : تو حیف هستی - از جوانیت استفاده کن – اون موقع شروع به تفکر میکنه
    در واقع به درون اون نفوذ کردیم !

    اون جوون وقتی این حرف را بهش بزنی ، به فکر فرو می ره ، ولی چرا تغییر نمی کنه ؟
    چون تغییر را درد می دونه - نه لذت - در حالی که تغییر لذت بخش هست .


    باید دو جور سئوال پرسیده بشه که انگیره ایجاد کنه :


    سئوال دردی :

    اگر تغییر نکنم چه بهایی را باید بدهم ؟
    اگر تغییر نکنم به چه گرفتاریهایی دچار میشوم ؟
    و......


    سئوال لذت بخش :

    اگر تغییر کنم چه احساسی نسبت به خودم خواهم داشت ؟
    اگر واقعا تغییر کنم چقدر شاد تر خواهم بود ؟
    چقدر خوشتیپ تر و زیباتر می شوم ؟
    می تونم باغبان را در دویدن در کوه شکست بدهم ؟ ( شوخی )
    و .....

    همسر شما باید این سئوال ها را پاسخ بده !


    در واقع کسی که سیگار میکشه با این سئوال ها باید برسه به اینکه سیگار کشیدن سودی برایش ندارد و خیلی لذت ها را از دست می دهد !

    این دو مرحله خیلی مهمه ! – اگر درست انجام بشه – درست انگیزه ایجاد بشه ، تقریبا درمان دیگه بسیار آسان میشه !

    .................................................. ...................



    مرحله ی سوم :

    قطع الگوی منفی !


    برای کسب نتایج جدید تو زندگیمون ، نمی تونیم فقط خواسته هایمان را تشخیص بدیم – این فقط مهم نیست !
    مثلا به خودمان بگیم : من می خوام سیگار را ترک کنم ....
    باید کارها و الگوهای منفی خودمان ( رفتاری – احساسی ) را عوض کنیم تا تغییر را ببینیم !


    اگر به الگوی رفتاری یه مگس در اتااقی که پنجره آن بسته توجه کنیم :
    می بینیم که این مگسه مثلا - داره با کله هی میره تو شیشه .
    مگس دنبال نوره - به سوی پنجره پرواز میکنه و بارها و بارها خودش را به شیشه می کوبد
    حتی ممکن هست ساعت ها این کار را کنه


    اگر بخواهیم حرکت مگس را به برخی از الگوها ی خودمان تشبیه کنیم - اینکه ما نمی توانیم از پنجره بسته بیرون برویم !
    حتی اگر ما قدرت و انگیزه داشته باشیم ( مرحله 1 و 2 )

    ما باید روش خودمان را عوض کنیم – در واقع الگوی غلط را قطع کنیم
    مثلا بیایم پنجره را باز کنیم ! یا راه دیگری را امتحان کنیم !


    اون مگس تنها شانسی که داره اینکه به عقب بر گردد و راه جدیدی را امتحان کند
    خداوند پدیده های آفرینش را خلق کرده برای انسان - که ما با دیدن آنها تفکر کنیم
    زیرا همه چیز برای انسان آفریده شده است . و ما باید نهایت استفاده را بکنیم .


    ببنید کسی سیگار می خواد بکشه ، قبل کشیدن اون سیگار ، میگه آخ جون برم سیگار بکشم ! - بذار حال و هوام عوض بشه - بذار همینجوری بکشم و ...
    هیچ وقت فکر نکنم کسی به خودش بگه : وای خدا جون باید برم دوباره سیگار بکشم – مگر اینکه طرف واقعا نابغه باشه .


    یعنی اون فرد یه لذتی در ذهنش احساس میکنه ! - ما در مرحله سوم باید این الگوی احساسسی ، رفتاری ، ذهنی ، را قطع کنیم – حالا چطوری قطع کنیم :

    وقتی که فکر سیگار میره تو ذهنش : مثلا 10 تا نفس عمیق بکشد
    (می تونه ابتکاری باشه مثلا 20 تا دراز تشست بره - یا مثلا به همسرش که شما باشید فکر کنه و بگه به خاطر همسرم نباید به این چیزها فکر کنم
    یا دستشو بذار جلوی بینیش بگه به به عجب هوایی - البته باید مواظب باشه دست تو دماغش نکنه – چون تو مهمونی اینو آبروریزی میشه ..... )

    سپس باز مرحله 1 و 2 را یادش باشد ( تعهدی که داده و انگیزش )


    ما باید اون تصویر لذت از سیگار را از ذهنمون تغییر بدیم !
    می تونیم وقتی به سیگار فکر می کنیم اون عکس سیگار را در ذهنمان عوض کنیم و به شکل به هیولا یا جونور بسیار زشت در آوریم - ( مثلا یه سوک زشت و غول پیکر )
    این خودش یه قطع الگوی منفی ست !

    که باعث میشه وقتی را سیگار را دستمان ببنیم یا دست دیگران ..... یاد سوسک غول پیکر چرکی بیافتیم .

    ولی اگر سیگار را در ذهنمان هلو یا نون خامه ای فرض کنیم - وابسته به اون میشیم . ( عجب جمله سنگینی )



    مرور سه مرحله :

    1 ) خودمان را قدرتمند کردیم ( تعهد )
    2) ایجاد انگیزه کردیم ( سئوالات دردی - لذت بخش )
    3) الگوی منفی را قطع کردیم

    این سه تا مرحله بالا خیلی مهمه !


    در مرحله بعدی باید برای الگوی منفی جایگزین پیدا کنیم !


    ان شالله در پست بعدی ادامه می دهم .


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : یکشنبه 13 تیر 95 در ساعت 17:42

  2. 7 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (سه شنبه 15 تیر 95), golnaz66 (دوشنبه 14 تیر 95), mohamad.reza164 (یکشنبه 13 تیر 95), Shadi2 (دوشنبه 14 تیر 95), سرشار (یکشنبه 13 تیر 95), شیدا. (دوشنبه 14 تیر 95), شادی ظهوریان (دوشنبه 14 تیر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 08 بهمن 00, 23:20
  2. سیگار...
    توسط شمیم الزهرا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 مهر 99, 22:21
  3. در خواستگاری چی بپرسیم؟ چی نپرسیم؟
    توسط samir65 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 28 تیر 93, 23:25
  4. چطور به ترک سیگار همسرم کمک کنم؟
    توسط ابر بهاری در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 فروردین 91, 10:40
  5. برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 فروردین 91, 17:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.