سلام سرکار خانم فاطمه بانو
به طور عادی زن ها پر احساس تر هستن ولی توی یک شرایطی لازم میشه که برای ثبات زندگی از احساس تشون کمی چشم پوشی کنن و با عقل شون پیش برن ، در کنار ایمان و توکل به خدا مهمترین عامل قوی بودن گوش دادن و عمل کردن به کلام عقل و مشورت گرفتن از عقلا است و برای ما آدم های معمولی و کم مهارت احساساتی بودن درست روبروی عقل هست .
بارها دیدید که امروز یه احساس دارید که واقعا عمیق هم هست ولی با یه اتفاق کوچیک کاملاً احساس تون دگرگون میشه و در تضاد کامل با احساس قبلی قرار میگره ، پس ثبات که یکی از مهمترین فاکتور های قوی بودن هست در تعارض با عقل هست و اساسا احساسات به تنهایی قرین با تضاد و بی ثباتی هست.
پس تبدیل به یه آدم بی احساس بشیم؟
معلوم هست که نه ، ولی باید یاد بگیریم از عقل مون در کم و کیف مهار و مخصوصاً قضاوت های احساسی مون کمک بگیریم.
اون سه تا خطی که براتون قرمز کردم از یه طرف نشونه سلامت احساسات انسانی هست ولی کاملاً و البته با توجه به سوابق شما یه عیب بزرگ داره و اون این هست که مهار عقلی در اون نیست و این شما و اطرافیان تون رو دچار مشکل میکنه.
اولا عقل میگه چه اهمیتی داره که توی این سن قرص اعصاب میخورین ، مهم سلامتی هست و به بقیه هم هیچ ارتباطی نداره.
ثانیا ،عقل میگه همون طور که باید به پدرتون احترام میذارین روابط خودتون رو بر اساس شخصیت ایشون باهاشون مدیریت کنین این هم یه ثبات و اطمینان ارتباطی به طرف مقابل تون میده و هم شما دچار سرگردانی در رفتار و احساسات نمیشین و با یه عصبانیت پدرتون هم به قطب مخالف این احساسات نمیرین
اگر واقعا نمیخواید ببرید حتما حتما باید توجه یه ابعاد شخصیت پدرتون در کنار احترام عمیق به ایشون یاد بگیرید روابط تون رو در سطوح مختلف با پدرتون و کلا اطرافیان تون هر کدوم به فراخور شرایط خودشون مدیریت کنید این جور واقعاً قوی میشین ، پس اگر میخواین پیش قدم بشین یا هر چیز دیگه یاد بگیرین حدود روابط تون برای کمک به خودتون و اطرافیان تون باید چه جوری باشه.
اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر
چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد








خیلی زجر می کشه
که مسبب تمام بدبختی هاست تو سن 27 سالگی قرص اعصاب می خورم
پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)