سلامخدا لعنت کنه همه انسان های دروغ گو رو.منم شرایطم مثل شماست .تو خواستگاری بهش گفتم چادری کامل نیستم بعضی جاها میپوشم چون بهم امنیت میده.بهش گفتم من عاشق رفت و آمدم با دوستان ،گفتم من تو خونه بابام سالی 3 یا 4 بار مسافرت رفتم هر هفته تفریح داشتم گفتم مسجد هر شب میرم گفتم تو رفاه بودم گفتم میخوام هر هفته مامانم اینا رو ببینم برا همشون تاییدم کرد انگار که اصلا خودشم عین من این علایق رو داره. ولی فقط 6 ماه بعد عروسی خود واقعی شو نشونم داد.رو تمام اینایی که گفتم با زور ازم خواست ازش اطاعت کنم.
من تازه عروس هر شب با گریه میخوابیدم.بغلم میکرد میگفت این قانونه نمیتونی هر طور میخوای زندگی کنی باید ازم اطاعت کنی ولی من تا صبح آروم گریه میکردم و اون هر کاری میخواست باهام میکرد.
الانم بعد 3 سال هر روز صبح به خودم یادآوری میکنم که اون دنیا حقمو ازش میگیرم.و آرزوی مرگ میکنم مدام میگم یا اون یا من .هر از گاهی بهش یادآوری میکنم حرف های خواستگاری رو ولی همه رو انکار میکنه .به همین راحتی منو که خیلی ها آرزو داشتن باهام ازدواج کننو حروم کرد.
به شما هم پیشنهاد میکنم قرآن بخونید و ارتباط نزدیک با خدا رو فراموش نکنید و به اون دنیا فکر کنید تا ظلمش کمتر اذیتتون کنه.
خدا تو قران ظالمان رو لعنت کرده .منو تو نیازی نیست کاری کنیم.یعنی نمیتونیم کاری کنیم نه میتونیم اثبات کنیم که تو خواستگاری چی گفتیم نه میتونیم با خشونت به هدف برسیم نه نه نه هر اقدامی از طرفمون میتونه پدر مادرمون رو تا حد مرگ اذییت کنه.
لطفا برام دعا کنید.







خدا لعنت کنه همه انسان های دروغ گو رو.منم شرایطم مثل شماست .تو خواستگاری بهش گفتم چادری کامل نیستم بعضی جاها میپوشم چون بهم امنیت میده.بهش گفتم من عاشق رفت و آمدم با دوستان ،گفتم من تو خونه بابام سالی 3 یا 4 بار مسافرت رفتم هر هفته تفریح داشتم گفتم مسجد هر شب میرم گفتم تو رفاه بودم گفتم میخوام هر هفته مامانم اینا رو ببینم برا همشون تاییدم کرد انگار که اصلا خودشم عین من این علایق رو داره. ولی فقط 6 ماه بعد عروسی خود واقعی شو نشونم داد.رو تمام اینایی که گفتم با زور ازم خواست ازش اطاعت کنم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)