امروز مثلا 13 بدر بود رفتیم بیرون 13 بدر کنیم یک ساعت بعد هم بر گشتیم کلید رو انداختم به در زنه سر و کلش پیدا شد. بچه رو به طرف شوهرم پرت کرد رفت من که در رو وا کردم و سریع اومدیم تو . نمیدونید بچه دنبال مادرش گریه میکردو میدوید، جیگرم کباب شد .خدا رو شکر همسایه ها هیچکدوم نبودند. زنه میگفت حالا ببینم زنت بفمه بچه داری بی ابرو منم یا اون !!!!!!!!!!!!!دختر خودم خیلی شبیه پدرشه ولی این بچه هیچ شباهتی هیچ نوع شباهتی به شوهرم نداشت. دارم خودم رو گول میزنم که شاید بچه شوهرم نباشه !!!!!بیچاره من .........ادم تو زندگیش چه چیزایی رو نمیبینه