به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 دی 94 [ 20:51]
    تاریخ عضویت
    1392-4-31
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    2,334
    سطح
    29
    Points: 2,334, Level: 29
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    17

    تشکرشده 24 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مشکل در چگونگی ارتباط با آدم های بد دل

    سلام
    نمی دونم من واقعا سادگیم بیش از حده یا واقعا دنیا به سوی بدی پیش میره
    روزی از روزها تازه ماشینم رو از تعمیر موتور در آوردم زنگ خورد تلفنم پسر عموم تصادف کرده منم بی آه رفتم بوکسرش کردم با اینکه با ماشین تازه تعمیر همچین کاری نمی کنن تازه هزینه خود ماشینی که بهش زده بود من کمک هزینه دادم . خلاصه آوردیم ماشینشو از جلو کاربرات و شبکه کاپوت خراب شده بود برا صافکار که برده بود کل تعمیر ماشین شده بود 150 صافکار دوست بابام بود 50 تخفیف گرفته بود داده بود 100 تومن 35 تومن از این هم بابام چون طلبکار بود از صافکار کسرش کرده بود حالا پسرعموم بعد اینا ازم پرسید چقدر دادین منم جریانو گفتم که تخفیف گرفته 50 تومن و از طلبکار بودن بابام خبر نداشتم .پسرعموم رفته پرسیده از صافکار که چقد هزینه شده ماشین من صافکار گفته 65 تومن یعنی قضیه 35 تومن رو نگفته بود برای همین پسر عموم با باباش تماس گرفته گفته صافکار میگه 65 تومن شده هزینه ولی برادرت که بابای منه میگه 100 تومن دادم .عموم و بابام اون موقع رابطشون بد شده بود یعنی یه مساله خانوادگی بود برا همین باباش گفته بود ببر فقط 65 تومن بده آورد پسر عموم 65 تومن داده + اینکه گفته بقیه پول رو از بابام می گیرم میدم
    گذشت و گذشت من به خاطر این کارش ازش ناراحت شدم باهاش حرف نمی زدم یعنی زنگ زد دو سه بار جاب ندادم و بر این اساس نه می دیدمش نه حرفی بعده اون صافکار قضیه رو فهمیده بود و پسر عموم یه روز که پیش صافکار بوده صافکار بهش گفته جریان اینه و در اصل تعمیر ماشینت شده 100 تومن اونم حرفی نزده حالا بعد دو ماه و خورد این جریان پیش اومد که امروز با پسر عمم که رابطم باهاش خوبه بهش گفته بودم به پسر عموم تماس بگیر بگو بریم یه جا دور هم که قدم اول از من باشه خجالت بکشه و هم رابطمون دیگه مثه سابق شه رفتیم و توی راه پلیس جریمم کرد . رفتیم و اونا قبل من اونجا بودن رسیدم و گفتم پسر عمو چطوری جواب نداد
    بعد نشستن همش با پسر عمم حرف می زد همین طور پیش رفت تا اینکه خواستیم بریم پسر عمم رفت حساب کتاب دیدم پسر عموم از کیفش 35 داد گفت اینو بده به بابات .گفتم بزار بمونه حالا بزار بمونه گرفتم پولو ولی کاش نمی گرفتم اومدم خونه پشیمون شدم الان هم تو فکرم نمی دونم به فکر انتقامم به فکر در رفتار با پسر عموم هستم یا چی
    فک می کنم که بشکنه این دست کافیه یه بار دیگه کمک بخای عمرا بهت کمک کنم
    اینم بگم من و بابام همیشه به اونا کمک کردیم خوبی کردیم ولی نشده یه بار دست من یا بابام رو بگیرن
    از خودم مثلا انقد خوبی کردم بهش نشده یه بار دستمو بگیره فقط از پام میگیره
    دیگه خسته شدم
    من انسانی هستم با دل خیلی نازک زود میشکنم زود تیکه تیکه میشه اگر بهم در قبال خوبی بدی کنن یا قدرشو ندونن بی ارزش بدونن خوبیمو
    چی کار کنم من ؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید bb12 تشکرکرده است .

    ali -guilan (یکشنبه 14 دی 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.