به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 47

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 01 [ 17:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-10
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    6,404
    سطح
    52
    Points: 6,404, Level: 52
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 34 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    ماندن بهتر است يا جدايی

    سلام به اعضای خوب و دلسوز تالار همدردی،دوستای خوبم من چهار سال ونيمه که با شوهرم زندگی کردم (طبقه ی دوم خونه ی مادر شوهرم)و در جوار خانه ی برادر شوهر با سرويس بهداشتی و حمام مشترک با برادر شوهر،شوهرم پسر کوچک خانواده و تمام مسعوليت خانه مادر از قبيل خريد،تعميرات،اژانس بر عهده ی ايشان بود هميشه برای خانوادش وقت داشت اما برای من نه،سر هر مسئله ای که بينمون پيش ميومد راحت به من ميگفت همينی که هست ميخوای بخواه نميخوای نخواه مدام دادو بيداد و چيز شکستن،و من هميشه ساکت،دو بار با اعتيادش به ترياک کنار اومدم و کمکش کردم تا ترک کرد،با کم و زياد زندگی ميساختم و پيش خانوادم حرفی نميزدم و هميشه بالا بردمشاما مدت يک سال بود که به کلی عوض شد ميدونستم که پاکه اما يااما رفتاراش خيلی باهام بد شده بود يه روز مادر شوهرم اش پخته بوب مارو هم گفته بود همه چيز خوب بود تا اينکه من قرار شد با دوستم و بچش بريم پارک دوستم از من خواست من یخ ببرم اما يخ نداشتيم از شوهرم خواستم از يخساز يخچال مادر شوهر بهم يخ بده (بلد نبودم باهاش کار کنم)اما شوهرم به حالت تمسخر جلوی همه گفت اين بلد نيست يخ بريزه منم از مادر شوهر تشکر و رفتم خونه ی خودمون و گريه وشوهر که امومد انقدر زدم که تمام بدنم کبود شد اومدم خونه ی بابام دادخواست مهريه دادم اونم تمکين زد توی دادگاه اعتراف کرد منو زده و رای به نفع من دادند قاضی گفت خونه جدا با تمام وسايل ميگيری و دست زنتو ميگيری ميبری سر زندگی شوهرم گفت وسعم نمىرسه قاضی هم بهش گفت وسعت نميرسه زبونت که ميچرخه الان شش ماهه که فقط توی دادگاه همو ميبينيم نه زنگی نه اس ام ای!خانوادشم فقط 1دفعه ماه رمضان اومدند(مادر و برادر)که خيلی محترمانه بهم گفتند تو عروسمونی ناموسمونی دوست نداريم پات به دادگاها باز بشه بيا همون جوری که دوستانه عقد کردی همونجوری هم دوستانه جدا شو و ديگر هيچ.بلا تکليفم که چی کار بکنم لطفن راهنماييم کنيد.ممنون.
    ویرایش توسط aram68 : چهارشنبه 12 آذر 93 در ساعت 02:13

  2. 3 کاربر از پست مفید aram68 تشکرکرده اند .

    parsa1400 (چهارشنبه 26 آذر 93), sevil73 (سه شنبه 18 آذر 93), szd (چهارشنبه 12 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصميم به جدايی از شوهرم در دوران عقد به دليل عدم علاقه
    توسط مریم پاییزی در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 17 دی 90, 19:03
  2. خودارضايی روانی
    توسط setareh در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 18 خرداد 88, 07:15
  3. آقايان بيشتر جذب چه خانم هايی می‌شوند؟؟
    توسط keyvan در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 27 دی 87, 17:36
  4. راههايی برای ايجاد آرامش در زندگی زناشويی
    توسط saleh1360 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 آبان 87, 20:36
  5. توصيه هايی برای همسران دلشکسته
    توسط erfan25 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 23 فروردین 87, 13:49

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.