به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 آبان 93 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1393-8-27
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    14
    سطح
    1
    Points: 14, Level: 1
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    چرا اومد؟ چرا رفت ؟

    من يه جراح ٣٥ساله هستم كه البته امسال فارغ التحصيل شدم.سال١كه بودم يكي از سال بالايي هاي من كه ١سال بالاتر بود خيلي هواي منو داشت تو همه زمينه ها. از همون سالها شروع كرد به تلفن زدن به بهانه هاي مختلف.هر روز زنگ ميزد .ابراز علاقه هم ميكرد.البته با زبون بي زبوني .البته از من ٣سال كوچيك تَر هست.من بهش علاقه مند شدم بهش عادت كرده بودم.البته چون رشته جراحي رشته سختي بود ومن تو يه شهر غريب بودم اون حامي من بود.البته چندين بار باهاش دعوا كرده بودم كه خودم عامل ارتباط دوباره بودم.البته متوجه شده بودم كه از چند نفرم خواستگاري كرده.بعد چند مدت به من ميگفت تو مثل خواهرم مي موني ومن باهات خيلي راحتم ولي من أين إحساسو نسبت بهش نداشتم يعني خيلي دوستش داشتم.البته اون با چند نَفَر ديگه هم حرف ميزد كه البته متاهل ودخترهاي خيلي بزرگتر از خودش بودند به همه ميگفت مثل خواهرم هستيد.اون با هيچ دختري به علت خانواده آش واينكه نمي خواست وجهه آش تو شهرشون خراب بشه دوست نبود با منم فقط تلفني حرف ميزد واصلا بيرون نرفتيم.كلا آدم اجنماعي وخون گرمي بود.هميشه ميگفت من به تو ارادت دارم وقلبا دوستت دارم.تا ١ماه پيش همچنان زنگ ميزد.ولي ١روز بهم ريخته بود ومن بهش گفتم موضوع عشقي هستش گفت اره من بهش گفتم من مي تونم كمكي بهت بكنم واصرار كردم گفت تنها كمكي كه مي تؤني اينه كه زنگ نزني ديگه از اون به بعد زنگ نزد.ادم قدي بود وبسيار هم تحت تأثير خانواده.من تهراني بودم و اون بابلسري.از من براي خانواده آش كاملا تعريف كرده بود وهمشون منو ميشناختند.ولي من اونو به عنوان يه آدم عادي معرفي كرده بودم.به نظرتون اون علت أين همه زنگ زدنش به من چي بود فقط مي خواست با من وقتهاي تنهايي شو بگذرونه خيلي أعصابم خورده منو به بازيچه گرفت دوست دارم ازش انتقام بگيرم .وقت منو گرفت فكر منو مشغول كرد.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Abeheshtian تشکرکرده است .

    ali -guilan (سه شنبه 27 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.