یک چیزایی مونده که نگفتم وگرنه دیگه عرضی ندار
دوست عزیز قدر روز به روزی که میگذره رو بدون
تو فقط یک بار 26 سالگی رو تجربه میکنی و دیگه تکرار نمیشه ، همونطور که فقط یکبار دوران بچگی رو طی کردی و دیگه هرگز تکرار نمیشه
اگر زمان بچگی محبت دریافت کردی و بازی کردی و لذت بردی که هیچ وگرنه یک عقده در روحت باقی میمونه که مثل یک چاه بی انتها هر چی توش بریزی بازم خلاء عواطفت پر نمیشه
اگر 26 سالگی ات رو همونطور که باید زندگی کنی سپری کنی بردی
همیشه کاری که فکر میکنی صحیحه رو انجام بده و طوری که فکر میکنی درسته زندگی کن
امیدوارم بیدلیل خودتو زجر ندی و حلال خدا رو حروم نکنی که اون دنیا باز خواست میشی
و از اونطرف هم کسی رو نرنجونی و دلی رو نشکونی
من نمیدونم انتخاب صحیح برای تو در چیه این فقط خودتی که میتونی اینکار رو بکنی ، فقط به هیچ وجه بخاطر اینکه کاری از نظر مردم بده و از نظر خودت صحیحه اون کارو رها نکن و همیشه برای خودت زندگی کن
همیشه طوری زندگی کن که انگار آخرین لحظه عمرته و فردا دیگه توی این دنیا نیستی
به یک نفر گفتن که دو روز از عمرت باقی نمانده است . عصبانی رفت سراغ خدا ، داد و بیداد و جار وجنجال که فقط دو روز . !!! من مهلت بیشتری برای زندگی میخوام ، و با این دو روز چیکار کنم . یک روز از عمرش با نارضایتی ، با دعوا با ناراحتی گذ شت . گفتن حالا فقط یک روز از عمرت باقی مونده . باز گریه کنان گفت که آخه با یک روز چیکار کنم . نهایتا خدا سکوت رو شکست و گفت بنده من کسی که لذت یک روز زیستن رو تجربه کنه انگار هزار سال زندگی کرده و کسی که نمیتونه امروزش رو درک بکنه اگر هزار سال هم زندگی بکنه به هیچ دردش نمیخوره . خدا سهم یک روز زندگی رو ریخت تو دست های اون و گفت برو با این یک روز زندگی کن . دست هاشو سفت گرفته بود و میترسید که از سهم زندگی از دستش نریزه و زندگیش تمام بشه . آخر به این نتیجه رسید که بهتره این یک روز رو زندگی کنه . شروع به دویدن کرد و زندگی رو به سر و روش پاشید . اونقدر به وجد اومده بود که میتونست تا ته دنیا بره . تو این روز آخری نه آسمون خراشی بنا کرد و نه زمینی رو مالک شد و نه مقامی کسب کرد اما توی همین یک روز پوست درختی رو حس کرد ، توی همون یک روز کفش دوزکی رو نگاه کرد توی همون یک روز خنکای نسیم رو حس کرد و توی همون یک روز سرش رو بالا گرفت و آسمون خدا رو خوب خوب نگاه کرد . به اونایی که نمیشناخت سلام کرد و برای اونایی که دوستشون نداشت از ته ته دل دعا کرد . قضاوت نکرد ، آشتی کرد ، لبخند زد ، بخشید ، بزرگواری کرد ، توی همون یک روز کمک کرد ، شکر کرد ، هدیه داد ، عاشق شد و اون یک روز رو زندگی کرد و فرشته های خدا نوشتند امروز کسی مرد که هزار سال زندگی کرده بود .








علاقه مندی ها (Bookmarks)