به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1393-7-05
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    1,430
    سطح
    21
    Points: 1,430, Level: 21
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 64 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    .

    - - - Updated - - -



    Rosa جان، "کارن هورنای" که یک خانم روانکاو آلمانی است، معتقده:


    خیلی از این مسایل ریشه در کودکی ما داره.


    وقتی در کودکی تحقیر ، زور و فشار ، مورد توجه قرار نگرفتن ، نبود احساس امنیت ، سختگیری بیش از حد یا حمایت بیش از حد ، فقدان محبت صادقانه رو تجربه کرده باشیم،


    اینها همه باعث میشن که کودک احساس اضطراب دائمی داشته باشه و دنبال راه حل بگرده
    درنتیجه سه تا راه حل در پیش می گیره:


    یا مهرطلب میشه و سعی میکنه زیر چتر حمایت یه فرد قوی بره
    یا برتری طلب میشه و قدرتشو نشون میده تا از آزار بقیه در امان باشه
    یا عزلت طلب میشه و میگه به کسی کاری ندارم تا اونا هم به من کاری نداشته باشن


    حالا این میشه درام زندگی ما و تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنه

    یه فرد مهرطلب مدام به دیگران تکیه میکنه و سعی داره به هر وسیله ممکن اونها رو خوشحال و راضی نگه داره
    همیشه حس میکنه نیازمند کمک و حمایت اتکایی است
    باور نداره که خودش به تنهائی از عهده کارها و اداره زندگیش بر بیاید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    در واقع من نه عمو دارم نه دائی و نه هیچ مرد دیگه ای که بخواد ازمون در مواقع خطر حمایت کنه و خیلی ها که این مورد رو متوجه میشن، اذیتمون میکنن

    ولی من فکر میکنم شما اونقدر توانایی و استعداد دارید که با پرورش اونها از جمله مهارتهای ارتباطی می تونید تموم مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.






    اگه ما فکرکنیم نیاز داریم رضایت دیگران رو جلب کنیم تا حمایت و احترام اونا رو بدست بیاریم و زیر بار تعدی و زور دیگران بریم، در اونصورت همیشه احساس اجحاف و پایمال شدن حقمونو میکنیم


    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    --همیشه بهمون زور میگن.-

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    وقتی به زندگیم نگاه میکنم میبینم تکه تکه های وجودمو دارم به این و اون میبخشم و چیزی برای خودم باقی نمونده.



    اگه حس کنیم دارن بهمون زور میگن و به حقمون داره اجحاف میشه ، طبیعیه که نسبت به آدما حس عناد پیدا می کنیم
    ولی اغلب، این عناد رو بروز نمی دهیم و مثل آتش زیر خاكستر اون رو حفظ می کنیم. مگر در مواقعی که کاسه صبرمون لبریز شده و حالت انفجاری و پرخاش پیدا می کنیم و عکس العمل شدید نشان می دهیم.


    سه روز قبل "عشق آفرین" در پست 10 این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-36111.html#post358267
    حرف خوبی زد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق آفرین نمایش پست ها
    بزرگترین ایراد ما اینه که حرفایی که باید بگیم تو دلمون نگه میداریم، حرفایی که نباید بگیم و فریاد میزنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    --طرز فکر من باعث شده که خیلی ترسو بشم و از خیلی از دعواها و برخوردها پرهیز کنم.
    پرهیز از برخورد باعث میشه خیلی جاها حقم خورده بشه. کم کم این شد عقده من. خیلی خیلی عصبانی بودم و افسرده شده بودم. کم کم تصمیم گرفتم که از حقم دفاع کنم ولی هیچوقت نتونستم به نتیجه برسم. اذیتهای تکراری که در قبالم میشه برام عذاب آوره.

    البته هر انسانی از آدم زور گو بدش میاد و کینه داره ولي اگه ما رفتار مهر طلبانه داشته باشیم، چون نمیتونیم جرات مندانه و بالغانه احقاق حق کنیم، مدام حس میکنیم داریم از افراد ظالم آزار میبینیم و همیشه احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کنیم.


    کارن هورنای تو کتاب عصبیت و رشد آدمی میگه:
    درواقع یه مهرطلب باخودش میگه چون من ضعیف هستم (مهرطلبها خودشونو قبول ندارن و اعتمادبنفس ندارن)، پس دیگران باید طوری با من رفتار کنن که من احساس کنم فرد مفید و خوبی هستم.
    و هورنای به این میگه توقع عصبی.


    خوب این توقعات عصبی در دنیای بیرون ما برآورده نمیشن
    مثلاً شاید خیلی از ما آدمها ، انتظار داشته باشیم که همه با ما محترمانه برخورد کنن
    خوب وقتی مردم این کارو نکنن، کینه زیادی نسبت به آدمهای اطرافمون حس میکنیم. فکر میکنیم آخه چرا اونا توقعات مونو برآورده نمی کنن؟ چرا به ما احترام نمیذارن؟


    یعنی اینطور نیست که همیشه یک زورگو و ظالم یک جائی وجود داره و دائم ما رو آزار ميده بلكه توقعات عصبي و برآورده نشده ما اين احساسها را در ما ایجاد میکنه.
    اگه انتظاراتمون رو برآورده نکنن احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کنیم




    تو یه سایت خوندم که مهرطلبي در ميان ايراني ها روحيه غالب بشمار مي ره
    و فرد گرفتـار آن، بـه اصطلاح هم چوب را مي خورد و هم پياز را!
    يعني زحمت انجام و ارائه خدماتي را به خود همـوار مـي كنـد، ولـي از آنچه انجام داده است ناراضي مي شود و احساس اجحاف مي كند .




    برای درمانش هم کارن هورنای میگه همین که ما به این احساسات و دلایلش آگاه بشیم، باعث میشه این احساسات در ما از بین بره


    Rosa جان در مورد خویشتن دوستی هم یه مطالعه ای بکنین


    در این آدرس:
    http://www.ktark.com/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85
    کاربر عزیزی بنام "حسن یوسف" مطالب جالبی از کتاب خانم "لوئیز ال هی" در مورد خویشتن دوستی گذاشته که خیلی جالب و خواندنیه


    من خودم اخیراً در مورد خویشتن دوستی مطالعه کردم و واقعا باید بگم کمک خیلی زیادی به من کرد.


    و از اونجا شروع شد که تو سایت همدردی بعضی ها توصیه کرده بودن که در مورد خویشتن دوستی بخونیم. از همشون ممنونم


    آرزو می کنم Rosa-c ی عزیز همیشه موفق و پرانرژی و شاداب باشید.

    - - - Updated - - -



    Rosa جان، "کارن هورنای" که یک خانم روانکاو آلمانی است، معتقده:


    خیلی از این مسایل ریشه در کودکی ما داره.


    وقتی در کودکی تحقیر ، زور و فشار ، مورد توجه قرار نگرفتن ، نبود احساس امنیت ، سختگیری بیش از حد یا حمایت بیش از حد ، فقدان محبت صادقانه رو تجربه کرده باشیم،


    اینها همه باعث میشن که کودک احساس اضطراب دائمی داشته باشه و دنبال راه حل بگرده
    درنتیجه سه تا راه حل در پیش می گیره:


    یا مهرطلب میشه و سعی میکنه زیر چتر حمایت یه فرد قوی بره
    یا برتری طلب میشه و قدرتشو نشون میده تا از آزار بقیه در امان باشه
    یا عزلت طلب میشه و میگه به کسی کاری ندارم تا اونا هم به من کاری نداشته باشن


    حالا این میشه درام زندگی ما و تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنه

    یه فرد مهرطلب مدام به دیگران تکیه میکنه و سعی داره به هر وسیله ممکن اونها رو خوشحال و راضی نگه داره
    همیشه حس میکنه نیازمند کمک و حمایت اتکایی است
    باور نداره که خودش به تنهائی از عهده کارها و اداره زندگیش بر بیاید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    در واقع من نه عمو دارم نه دائی و نه هیچ مرد دیگه ای که بخواد ازمون در مواقع خطر حمایت کنه و خیلی ها که این مورد رو متوجه میشن، اذیتمون میکنن

    ولی من فکر میکنم شما اونقدر توانایی و استعداد دارید که با پرورش اونها از جمله مهارتهای ارتباطی می تونید تموم مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.






    اگه ما فکرکنیم نیاز داریم رضایت دیگران رو جلب کنیم تا حمایت و احترام اونا رو بدست بیاریم و زیر بار تعدی و زور دیگران بریم، در اونصورت همیشه احساس اجحاف و پایمال شدن حقمونو میکنیم


    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    --همیشه بهمون زور میگن.-

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    وقتی به زندگیم نگاه میکنم میبینم تکه تکه های وجودمو دارم به این و اون میبخشم و چیزی برای خودم باقی نمونده.



    اگه حس کنیم دارن بهمون زور میگن و به حقمون داره اجحاف میشه ، طبیعیه که نسبت به آدما حس عناد پیدا می کنیم
    ولی اغلب، این عناد رو بروز نمی دهیم و مثل آتش زیر خاكستر اون رو حفظ می کنیم. مگر در مواقعی که کاسه صبرمون لبریز شده و حالت انفجاری و پرخاش پیدا می کنیم و عکس العمل شدید نشان می دهیم.


    سه روز قبل "عشق آفرین" در پست 10 این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-36111.html#post358267
    حرف خوبی زد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق آفرین نمایش پست ها
    بزرگترین ایراد ما اینه که حرفایی که باید بگیم تو دلمون نگه میداریم، حرفایی که نباید بگیم و فریاد میزنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    --طرز فکر من باعث شده که خیلی ترسو بشم و از خیلی از دعواها و برخوردها پرهیز کنم.
    پرهیز از برخورد باعث میشه خیلی جاها حقم خورده بشه. کم کم این شد عقده من. خیلی خیلی عصبانی بودم و افسرده شده بودم. کم کم تصمیم گرفتم که از حقم دفاع کنم ولی هیچوقت نتونستم به نتیجه برسم. اذیتهای تکراری که در قبالم میشه برام عذاب آوره.

    البته هر انسانی از آدم زور گو بدش میاد و کینه داره ولي اگه ما رفتار مهر طلبانه داشته باشیم، چون نمیتونیم جرات مندانه و بالغانه احقاق حق کنیم، مدام حس میکنیم داریم از افراد ظالم آزار میبینیم و همیشه احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کنیم.


    کارن هورنای تو کتاب عصبیت و رشد آدمی میگه:
    درواقع یه مهرطلب باخودش میگه چون من ضعیف هستم (مهرطلبها خودشونو قبول ندارن و اعتمادبنفس ندارن)، پس دیگران باید طوری با من رفتار کنن که من احساس کنم فرد مفید و خوبی هستم.
    و هورنای به این میگه توقع عصبی.


    خوب این توقعات عصبی در دنیای بیرون ما برآورده نمیشن
    مثلاً شاید خیلی از ما آدمها ، انتظار داشته باشیم که همه با ما محترمانه برخورد کنن
    خوب وقتی مردم این کارو نکنن، کینه زیادی نسبت به آدمهای اطرافمون حس میکنیم. فکر میکنیم آخه چرا اونا توقعات مونو برآورده نمی کنن؟ چرا به ما احترام نمیذارن؟


    یعنی اینطور نیست که همیشه یک زورگو و ظالم یک جائی وجود داره و دائم ما رو آزار ميده بلكه توقعات عصبي و برآورده نشده ما اين احساسها را در ما ایجاد میکنه.
    اگه انتظاراتمون رو برآورده نکنن احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کنیم




    تو یه سایت خوندم که مهرطلبي در ميان ايراني ها روحيه غالب بشمار مي ره
    و فرد گرفتـار آن، بـه اصطلاح هم چوب را مي خورد و هم پياز را!
    يعني زحمت انجام و ارائه خدماتي را به خود همـوار مـي كنـد، ولـي از آنچه انجام داده است ناراضي مي شود و احساس اجحاف مي كند .




    برای درمانش هم کارن هورنای میگه همین که ما به این احساسات و دلایلش آگاه بشیم، باعث میشه این احساسات در ما از بین بره


    Rosa جان در مورد خویشتن دوستی هم یه مطالعه ای بکنین


    در این آدرس:
    http://www.ktark.com/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85
    کاربر عزیزی بنام "حسن یوسف" مطالب جالبی از کتاب خانم "لوئیز ال هی" در مورد خویشتن دوستی گذاشته که خیلی جالب و خواندنیه


    من خودم اخیراً در مورد خویشتن دوستی مطالعه کردم و واقعا باید بگم کمک خیلی زیادی به من کرد.


    و از اونجا شروع شد که تو سایت همدردی بعضی ها توصیه کرده بودن که در مورد خویشتن دوستی بخونیم. از همشون ممنونم


    آرزو می کنم Rosa-c ی عزیز همیشه موفق و پرانرژی و شاداب باشید.

    - - - Updated - - -



    Rosa جان، "کارن هورنای" که یک خانم روانکاو آلمانی است، معتقده:


    خیلی از این مسایل ریشه در کودکی ما داره.


    وقتی در کودکی تحقیر ، زور و فشار ، مورد توجه قرار نگرفتن ، نبود احساس امنیت ، سختگیری بیش از حد یا حمایت بیش از حد ، فقدان محبت صادقانه رو تجربه کرده باشیم،


    اینها همه باعث میشن که کودک احساس اضطراب دائمی داشته باشه و دنبال راه حل بگرده
    درنتیجه سه تا راه حل در پیش می گیره:


    یا مهرطلب میشه و سعی میکنه زیر چتر حمایت یه فرد قوی بره
    یا برتری طلب میشه و قدرتشو نشون میده تا از آزار بقیه در امان باشه
    یا عزلت طلب میشه و میگه به کسی کاری ندارم تا اونا هم به من کاری نداشته باشن


    حالا این میشه درام زندگی ما و تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنه

    یه فرد مهرطلب مدام به دیگران تکیه میکنه و سعی داره به هر وسیله ممکن اونها رو خوشحال و راضی نگه داره
    همیشه حس میکنه نیازمند کمک و حمایت اتکایی است
    باور نداره که خودش به تنهائی از عهده کارها و اداره زندگیش بر بیاید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    در واقع من نه عمو دارم نه دائی و نه هیچ مرد دیگه ای که بخواد ازمون در مواقع خطر حمایت کنه و خیلی ها که این مورد رو متوجه میشن، اذیتمون میکنن

    ولی من فکر میکنم شما اونقدر توانایی و استعداد دارید که با پرورش اونها از جمله مهارتهای ارتباطی می تونید تموم مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.






    اگه ما فکرکنیم نیاز داریم رضایت دیگران رو جلب کنیم تا حمایت و احترام اونا رو بدست بیاریم و زیر بار تعدی و زور دیگران بریم، در اونصورت همیشه احساس اجحاف و پایمال شدن حقمونو میکنیم


    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    --همیشه بهمون زور میگن.-

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    وقتی به زندگیم نگاه میکنم میبینم تکه تکه های وجودمو دارم به این و اون میبخشم و چیزی برای خودم باقی نمونده.



    اگه حس کنیم دارن بهمون زور میگن و به حقمون داره اجحاف میشه ، طبیعیه که نسبت به آدما حس عناد پیدا می کنیم
    ولی اغلب، این عناد رو بروز نمی دهیم و مثل آتش زیر خاكستر اون رو حفظ می کنیم. مگر در مواقعی که کاسه صبرمون لبریز شده و حالت انفجاری و پرخاش پیدا می کنیم و عکس العمل شدید نشان می دهیم.


    سه روز قبل "عشق آفرین" در پست 10 این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-36111.html#post358267
    حرف خوبی زد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق آفرین نمایش پست ها
    بزرگترین ایراد ما اینه که حرفایی که باید بگیم تو دلمون نگه میداریم، حرفایی که نباید بگیم و فریاد میزنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    --طرز فکر من باعث شده که خیلی ترسو بشم و از خیلی از دعواها و برخوردها پرهیز کنم.
    پرهیز از برخورد باعث میشه خیلی جاها حقم خورده بشه. کم کم این شد عقده من. خیلی خیلی عصبانی بودم و افسرده شده بودم. کم کم تصمیم گرفتم که از حقم دفاع کنم ولی هیچوقت نتونستم به نتیجه برسم. اذیتهای تکراری که در قبالم میشه برام عذاب آوره.

    البته هر انسانی از آدم زور گو بدش میاد و کینه داره ولي اگه ما رفتار مهر طلبانه داشته باشیم، چون نمیتونیم جرات مندانه و بالغانه احقاق حق کنیم، مدام حس میکنیم داریم از افراد ظالم آزار میبینیم و همیشه احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کنیم.


    کارن هورنای تو کتاب عصبیت و رشد آدمی میگه:
    درواقع یه مهرطلب باخودش میگه چون من ضعیف هستم (مهرطلبها خودشونو قبول ندارن و اعتمادبنفس ندارن)، پس دیگران باید طوری با من رفتار کنن که من احساس کنم فرد مفید و خوبی هستم.
    و هورنای به این میگه توقع عصبی.


    خوب این توقعات عصبی در دنیای بیرون ما برآورده نمیشن
    مثلاً شاید خیلی از ما آدمها ، انتظار داشته باشیم که همه با ما محترمانه برخورد کنن
    خوب وقتی مردم این کارو نکنن، کینه زیادی نسبت به آدمهای اطرافمون حس میکنیم. فکر میکنیم آخه چرا اونا توقعات مونو برآورده نمی کنن؟ چرا به ما احترام نمیذارن؟


    یعنی اینطور نیست که همیشه یک زورگو و ظالم یک جائی وجود داره و دائم ما رو آزار ميده بلكه توقعات عصبي و برآورده نشده ما اين احساسها را در ما ایجاد میکنه.
    اگه انتظاراتمون رو برآورده نکنن احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کنیم




    تو یه سایت خوندم که مهرطلبي در ميان ايراني ها روحيه غالب بشمار مي ره
    و فرد گرفتـار آن، بـه اصطلاح هم چوب را مي خورد و هم پياز را!
    يعني زحمت انجام و ارائه خدماتي را به خود همـوار مـي كنـد، ولـي از آنچه انجام داده است ناراضي مي شود و احساس اجحاف مي كند .




    برای درمانش هم کارن هورنای میگه همین که ما به این احساسات و دلایلش آگاه بشیم، باعث میشه این احساسات در ما از بین بره


    Rosa جان در مورد خویشتن دوستی هم یه مطالعه ای بکنین


    در این آدرس:
    http://www.ktark.com/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85
    کاربر عزیزی بنام "حسن یوسف" مطالب جالبی از کتاب خانم "لوئیز ال هی" در مورد خویشتن دوستی گذاشته که خیلی جالب و خواندنیه


    من خودم اخیراً در مورد خویشتن دوستی مطالعه کردم و واقعا باید بگم کمک خیلی زیادی به من کرد.


    و از اونجا شروع شد که تو سایت همدردی بعضی ها توصیه کرده بودن که در مورد خویشتن دوستی بخونیم. از همشون ممنونم


    آرزو می کنم Rosa-c ی عزیز همیشه موفق و پرانرژی و شاداب باشید.

    - - - Updated - - -



    Rosa جان، "کارن هورنای" که یک خانم روانکاو آلمانی است، معتقده:


    خیلی از این مسایل ریشه در کودکی ما داره.


    وقتی در کودکی تحقیر ، زور و فشار ، مورد توجه قرار نگرفتن ، نبود احساس امنیت ، سختگیری بیش از حد یا حمایت بیش از حد ، فقدان محبت صادقانه رو تجربه کرده باشیم،


    اینها همه باعث میشن که کودک احساس اضطراب دائمی داشته باشه و دنبال راه حل بگرده
    درنتیجه سه تا راه حل در پیش می گیره:


    یا مهرطلب میشه و سعی میکنه زیر چتر حمایت یه فرد قوی بره
    یا برتری طلب میشه و قدرتشو نشون میده تا از آزار بقیه در امان باشه
    یا عزلت طلب میشه و میگه به کسی کاری ندارم تا اونا هم به من کاری نداشته باشن


    حالا این میشه درام زندگی ما و تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنه

    یه فرد مهرطلب مدام به دیگران تکیه میکنه و سعی داره به هر وسیله ممکن اونها رو خوشحال و راضی نگه داره
    همیشه حس میکنه نیازمند کمک و حمایت اتکایی است
    باور نداره که خودش به تنهائی از عهده کارها و اداره زندگیش بر بیاید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    در واقع من نه عمو دارم نه دائی و نه هیچ مرد دیگه ای که بخواد ازمون در مواقع خطر حمایت کنه و خیلی ها که این مورد رو متوجه میشن، اذیتمون میکنن

    ولی من فکر میکنم شما اونقدر توانایی و استعداد دارید که با پرورش اونها از جمله مهارتهای ارتباطی می تونید تموم مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.






    اگه ما فکرکنیم نیاز داریم رضایت دیگران رو جلب کنیم تا حمایت و احترام اونا رو بدست بیاریم و زیر بار تعدی و زور دیگران بریم، در اونصورت همیشه احساس اجحاف و پایمال شدن حقمونو میکنیم


    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    --همیشه بهمون زور میگن.-

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    وقتی به زندگیم نگاه میکنم میبینم تکه تکه های وجودمو دارم به این و اون میبخشم و چیزی برای خودم باقی نمونده.



    اگه حس کنیم دارن بهمون زور میگن و به حقمون داره اجحاف میشه ، طبیعیه که نسبت به آدما حس عناد پیدا می کنیم
    ولی اغلب، این عناد رو بروز نمی دهیم و مثل آتش زیر خاكستر اون رو حفظ می کنیم. مگر در مواقعی که کاسه صبرمون لبریز شده و حالت انفجاری و پرخاش پیدا می کنیم و عکس العمل شدید نشان می دهیم.


    سه روز قبل "عشق آفرین" در پست 10 این تاپیک http://www.hamdardi.net/thread-36111.html#post358267
    حرف خوبی زد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق آفرین نمایش پست ها
    بزرگترین ایراد ما اینه که حرفایی که باید بگیم تو دلمون نگه میداریم، حرفایی که نباید بگیم و فریاد میزنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rosa-c نمایش پست ها
    --طرز فکر من باعث شده که خیلی ترسو بشم و از خیلی از دعواها و برخوردها پرهیز کنم.
    پرهیز از برخورد باعث میشه خیلی جاها حقم خورده بشه. کم کم این شد عقده من. خیلی خیلی عصبانی بودم و افسرده شده بودم. کم کم تصمیم گرفتم که از حقم دفاع کنم ولی هیچوقت نتونستم به نتیجه برسم. اذیتهای تکراری که در قبالم میشه برام عذاب آوره.

    البته هر انسانی از آدم زور گو بدش میاد و کینه داره ولي اگه ما رفتار مهر طلبانه داشته باشیم، چون نمیتونیم جرات مندانه و بالغانه احقاق حق کنیم، مدام حس میکنیم داریم از افراد ظالم آزار میبینیم و همیشه احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کنیم.


    کارن هورنای تو کتاب عصبیت و رشد آدمی میگه:
    درواقع یه مهرطلب باخودش میگه چون من ضعیف هستم (مهرطلبها خودشونو قبول ندارن و اعتمادبنفس ندارن)، پس دیگران باید طوری با من رفتار کنن که من احساس کنم فرد مفید و خوبی هستم.
    و هورنای به این میگه توقع عصبی.


    خوب این توقعات عصبی در دنیای بیرون ما برآورده نمیشن
    مثلاً شاید خیلی از ما آدمها ، انتظار داشته باشیم که همه با ما محترمانه برخورد کنن
    خوب وقتی مردم این کارو نکنن، کینه زیادی نسبت به آدمهای اطرافمون حس میکنیم. فکر میکنیم آخه چرا اونا توقعات مونو برآورده نمی کنن؟ چرا به ما احترام نمیذارن؟


    یعنی اینطور نیست که همیشه یک زورگو و ظالم یک جائی وجود داره و دائم ما رو آزار ميده بلكه توقعات عصبي و برآورده نشده ما اين احساسها را در ما ایجاد میکنه.
    اگه انتظاراتمون رو برآورده نکنن احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کنیم




    تو یه سایت خوندم که مهرطلبي در ميان ايراني ها روحيه غالب بشمار مي ره
    و فرد گرفتـار آن، بـه اصطلاح هم چوب را مي خورد و هم پياز را!
    يعني زحمت انجام و ارائه خدماتي را به خود همـوار مـي كنـد، ولـي از آنچه انجام داده است ناراضي مي شود و احساس اجحاف مي كند .




    برای درمانش هم کارن هورنای میگه همین که ما به این احساسات و دلایلش آگاه بشیم، باعث میشه این احساسات در ما از بین بره


    Rosa جان در مورد خویشتن دوستی هم یه مطالعه ای بکنین


    در این آدرس:
    http://www.ktark.com/Thread-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85
    کاربر عزیزی بنام "حسن یوسف" مطالب جالبی از کتاب خانم "لوئیز ال هی" در مورد خویشتن دوستی گذاشته که خیلی جالب و خواندنیه


    من خودم اخیراً در مورد خویشتن دوستی مطالعه کردم و واقعا باید بگم کمک خیلی زیادی به من کرد.


    و از اونجا شروع شد که تو سایت همدردی بعضی ها توصیه کرده بودن که در مورد خویشتن دوستی بخونیم. از همشون ممنونم


    آرزو می کنم Rosa-c ی عزیز همیشه موفق و پرانرژی و شاداب باشید.

  2. 2 کاربر از پست مفید پری وش تشکرکرده اند .

    Quality (سه شنبه 13 آبان 93), rosa-c (یکشنبه 04 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.