مینای عزیز باز هم ممنونم از راهنماییت
من مشاور رفتم البته با هنسرم رفتیم و بعد از چند جلسه مشاور بهمون گفت که مشکل شما مشکل خاصی نیست و با کمی مدارا کردن میتونید با هم کنار بیایید. ما اوایل ازدواج خیلی دعوا داشتیم اما الان تقریبا یک سال که دعوای شدیدی نگردیم ولی همیشه از هم دلخور بودیم. شاید داشتیم خودمون رو گول میزدیم. شوهر من در نظر بقیه یک فرد بسیار عالی هست و بازها از دیگران شنیدم که ارزوی زندگی ما رو دارند اما ما از درون داریم نابود میشیم و به جرات میتونم بگم همدیگرو تحمل میکنیم.
ما قبل از ازدواج هم مشاور رفتیم و مشاور گفت ازدواجتون به مشکل میخوره و خورد. حالا دیگه هیچ اعتمادی بهش ندارم و فکر میکنم شاید حسی هم دیگه برام نمونده. اما من تو این شهر تنهام و واقعا سرگرم کردن خودم واقعا برام مشکله با اینکه درس دارم اما اصلا دست و دلم به درس خوندن نمیره.
راستی دوستان کسی نگفت بهم به نظرتتون امشب یه کادو بگیرم براش که حداقل سکوتی که تو حونه ایجاد شده شکسته بشه. چون اونقدر کینه ای هست که فکر کنم تا 1 ماه هم میتونه باهام حرف نزنه؟