از روزی که تاپیک را باز کردی، می خواستم برات بنویسم به نظرم تصمیم خیلی خوبی نیست،
اما نمی دونستم چطوری بگم.
مامان فربد عزیز،
توی هر سن و شرایطی تقریبا می شه هر کاری را کرد،
ولی هر کاری توی سن و شرایط خودش لطف بیشتری داره.
شما الان یک خانم کارمند و همسر و مادر هستید، یک دختر بی خیال و کم مسئولیت نیستید که همه تمرکزتون روی رشته ی مورد علاقتون باشه.
کاری را می خوای بکنی که شرایطش خیلی هموار نیست، زمانش هم الان نیست، لطف چندانی هم برات نخواهد داشت.
اینقدر حواشی و دردسرهاش زیاده که یک سوم خوشی و رضایتی که از رشته و تحصیلات خودت داشتی، را نخواهی داشت.
این رشته و این کار سرجای خودش می تونست خوشحالت کنه.
تغییر رشته هم یه مثال کوچیکی از طلاقه.
یه وقت تو دوران نامزدی جدا می شی، بعد هم ازدواج می کنی و تمام (تغییر رشته همون اوایل)
یه وقت ازدواج می کنی، بچه دار می شی و سالها می گذره و جدا می شی که بری با کسی که بهتر درکت می کنه و همراه بهتری هست ازدواج کنی،
اگر هم استثنائا بتونی اون فرد بهتر را پیدا کنی، آثار زندگی قبلی و زمانی که صرفش شده و سن و شرایطی که به زندگی دوم رسیدی، اینقدر زیاد هست که هیچوقت لذت و آرامش این را نداره که از اول مسیر را درست رفته بودی.
انگار بعد از چند سال زندگی و شوهر و بچه (اتمام تحصیلات، کار و ... ) می خوای طلاق بگیری، بشینی منتظر خواستگار خوب (کنکور و قبولی و داروسازی و ... ) !!
***************************
یه نکته این که شما از گذشته ات ناراضی هستی و دائم به فکر تکرار مسیری.
تاپیکهات با صحبت از طلاق و ازدواج با فرد مناسب شروع شد
الان هم صحبت از تغییر رشته و برگشت به آرزوهاته.
یه تغییر اساسی تو این قسمت از تفکراتت لازم داری. نه؟
راستی استخدام و شروع به کارت را هم تبریک می گم.
امیدوارم موفق باشی و رضایت شغلی باعث بشه مامان فربد کم کم در مسیر رضایت از خودش و انتخابهاش قرار بگیره.

اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 12 تیر 93 در ساعت 14:42
علاقه مندی ها (Bookmarks)