به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 مهر 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1392-12-23
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    687
    سطح
    13
    Points: 687, Level: 13
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 205 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array

    هنوز نتونستم با شکست عاطفی کنار بیام، خواستگار دارم چیکار کنم؟

    سلام. طاعاتتون قبول حق. من 9 ماه پیش شکست عاطفی داشتم بنابر شرایط از کسی که عاشقش بودم وبا هم برنامه ریزی میکردیم برای ازدواج و مشاوره میرفتیم جدا شدم. رابطه مون هم خیلی پاک بود. دستمون هم به هم نخورده بود. من هنوز نتونستم فراموشش کنم. خیلی زیاد گریه می کنم. جاش رو تو قلبم نمیتونم به کسی بدم. حالا یک خواستگار زنگ زده که خانواده ام خانواده اش رو خیلی تایید میکنند. و اصرار میکنند که ما با هم حرف بزنیم و همو بشناسیم. چند تا مشکل بزرگ هست. لطفا کمکم کنید.
    1. من چطوری وقتی با تک تک سلول هام کس دیگه ای رو میخوام با یک پسر دیگه وارد رابطه بشم؟ من نمیخوا مادر بچه ای باشم که عاشق پدرش نیستم نمیخوام اسمم تو شناسنامه کسی باشه فکرم پیش کس دیگه.
    2.من همش احساسم اینه که زمان میگذره،اون آقا شرایطش بهتر میشه، و اون وقت توانایی ازدواج پیدا میکنه و انتخابش من هستم.
    3.مادر خواستگار جدید به مامانم گفتن که پسرشون خیلی عاطفی هستن. می ترسم یک مدت باهاش حرف بزنم جوابم رد بدم ایشون اذیت بشن.
    4. میل به ازدواج، رابطه زناشویی، مادر شدن ،.... با ورود اون آقا به زندگی من در من به وجود اومد و با خروجش از بین رفت. الان اقایون با درخت چنار برای من هیچ فرقی ندارن.
    5.مادر من به من میگن که این مورد جواب اذیت هایی هست که شدی تو این مدت کفران نکن.خیلی اینها رو پسندیدن و خوشحالن.

    * من الان در شهر دیگه ای هستم.یک شب خواب دیدم اون اقا خیلی گریه کردن و روش رو با ناراحتی از من برگردوند. دقیقا فرداش مامانم زنگ زدن وگفتن این خانواده تماس گرفتن و اجازه خواستن پسرشون با من درتما س باشد تا هم دیگه روبشناسیم از او ن روز حالم خیلی بده. کمکم کنید.
    ویرایش توسط خانوم شین : دوشنبه 09 تیر 93 در ساعت 16:53

  2. کاربر روبرو از پست مفید خانوم شین تشکرکرده است .

    فدایی یار (دوشنبه 09 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. یک سال گذشت و من هنوز نتونستم کنار بیام
    توسط MK000 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 14 بهمن 97, 11:32
  2. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 بهمن 93, 00:18
  3. هنوز نتونستم همسرم رو ببخشم
    توسط عشق نوجوانی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 28 اسفند 92, 20:34
  4. همکارمجردم روز تولدم یک شاخه گل رز به من متأهل هدیه کرد، نگران آیرویم هستم....
    توسط آسمان آفتابی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 شهریور 91, 01:50

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.