2 - از آنجا که معمولاً مجردانی که رو به ازدواج موقت می آورند به هردلیل در این امر ثبات نیز ندارند ( به یک زن تا زمان ازدواج دائم اکتفا نمی کنند وگزینه ها تغییر می کند) ازطرفی تنوع طلبی آنان از مهار خارج شده وبه انحراف می افتد و بعداز ازدواج دائم به سختی می توانند آنرا کنترل کنند ، از طرف دیگر تجربه زنانی چند ، زمینه را برای مقایسه همسر آینده دائمشان با همسران موقت سابقشان فراهم می سازد که خود زمینه ساز بهانه جوییها و بروز اختلافات و حتی رو آوردن به خیانت و .... می شود


3 – داغ شدن بازار ازدواج موقت در میان جوانانی که تصور می کنند شرایط ازدواج دائم را ندارند چه بسا آنان را نسبت به ازدواج دائم و مسئولیتهای آن بی میل کند و از این رو باعث شود دختران زیادی بی همسر بمانند و سن ازدواج نیز بالا رفته و ..... که تبعات فردی و اجتماعی ناخوشایندی را درپی دارد ( امر ازدواج دائم در رشد اجتماع از جهات مختلف از جمله اقتصادی . ورشد جمعیت سالم موثر است که با رواج ازدواج موقت و راحت طلبی های عادت شده اگر ازدواج دائم را از رکود بیاندازد مانع رشد اجتماع در موارد یاد شده می شود )


4 - اختیار کردن همسر موقت به بهانه نداشتن امکانات مالی برای ازدواج دائم از طرفی انگیزه فعالیت بیشتر اقتصادی را در پسران پایین می آورد و از طرفی هدف ازدواج را محدود به تأمین میل جنسی رواج می دهد و لذا این باور غلط که وقتی امکان تأمین نیاز جنسی از طریق ازدواج موقت هست چه نیاز به ازدواج دائم هست را پیش می آورد و این در حالی هست که مزایای عدیده ای برای ازدواج دائم از بعد روحی و روانی و اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و قرهنگی و حتی شخصیتی و جسمی هست که تعطیلی یا رکود آن موجبات دفع این مزایا وپدید آمدن عوارض منفی می شود .

و دلایل دیگری که بنا به کافی بودن موارد فوق برای اعلام موضع همدردی در این زمینه از ذکر آن صرف نظر می کنیم .


لذا همدردی در خصوص ازدواج موقت برای مجردها نیز اولویت را به خویشتنداری و پیشه کردن عفت و پرهیز از ازدواج موقت می دهد و به موارد استثناء نیز به خاطر استثناء بودنش نپرداخته و محل استناد برای ارائه نظر جهان شمول نمی داند .