
نوشته اصلی توسط
meinoush
به نظر من تو هم حالا که توی اون جوی به فکر مقاله و دکتری هم باش. سن چه اهمیتی داره؟ سن فقط یه عدده. نه بیشتر. تو سعیتو بکن کاراتو خوب انجام بدی.
وقتی وسط منبع های اطلاعاتی الان به فکر مقاله دادن باش به فکر منابع دکتری باش و از الان بخون که بعد فوقت یا اخراش در جا قبول شی
این کار را نکن.
وقتی اصلا رشته ات را دوست نداری، وقتی از سر بیکاری و حالا چون همه می خونن رفتی فوق خوندی
ادامه دادن و دوباره خوندن کار اشتباهیه.
راهی را برو که دوست داری. که بهت لذت می بخشه و آرامش می ده.
الان نمی شه همه چیز را بذاری کنار و بگی می خوام برم نقاشی یاد بگیرم و خوش باشم.
ولی می شه معقول و متعادل مسیرت را عوض کنی.
درسی را که تا اینجا خوندی تمامش کن. اما رشته ای که علاقه نداری، دکترا برای چی؟
الان کمی برای روی پله اول رفتن دیره. نمی شه بدون احتیاط این کار را بکنی.
پس نصف وقتت را بذار ادامه همون مسیر قبلی (کار توی رشته ات، کسب درآمد و ...)
نصف دیگه اش را بذار علایقت.
در مورد شرایطت برای خواستگار هم باید خودت فعال باشی.
با همون همکلاسیهات ارتباط خوب داشته باش. حرف پیش می آد بگو که مجردی و دوست داری ازدواج کنی.
اگر بین آشناهای همسرشون یا خودشون کسی را بشناسن شاید معرفی کنند.
اما این را بدون که هیچ کس جرات نمی کنه دختر خموده و افسرده و غرغرو و نگران و ... را معرفی کنه.
هیچ کس هم جذب افسردگی نمی شه.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)