ممنون از همگی.
از دیدن پست همگی خوشحال شدم. (با تشکر ویژه از فرشته مهربان)
خاله قزی از تعریف شما ممنونم
فرشته مهربان حق با شماست امیدوارم به جایی برسم که بتونم اینطور رفتار کنم
نوپو بله شما درست میگید. شوهرم مشکل روانی حاد نداره ولی کمی عصبی و پرخاشگره. فشار خانوادش واقعا زیاده. من که غریبم حساب کار خودم رو کردم و خیلی وقتا به میل اونا رفتار میکنم.
شوهرم یه جورایی پشت وپناه خونوادش به حساب میاد. اونا مثل پروانه دورش میچرخن. به محض اینکه میرسه خونشون یکی میره کفش هاشو واکس میزنه یکی آجیل میاره و یکی میوه پوست میکنه. یک عالمه بهش سفارش میکنن که اینو بخور اون کارو بکن. چکش میکنن مبادا مریض باشه که اگه باشه چای گیاهی بهش میدن یا میفرستنش دکتر.
در این میان زبونشون هم از کار نمی افته. داداش قربونت برم زنت اینکارو کرد مادر ناراحت شد. فدات شم زن پسر همسایه با اینکه بی سواده خیلی زرنگه خونش برق میزنه. تمام کارهای مادرشوهرشو میکنه خیلی خوب با شوهرش حرف میزنه. دختر عمه زنت رو که دید گفت یه جوریه چرا با شما نمیجوشه. چرا عروستون پذیرایی نکرد.
پدر زنت فلان وقت فلان حرفو زد پدر زن فلانی انقدر با فرهنگه. انقدر پولداره....
مدام ایراد میگیرن. اگه با خونواده من بریم بیرون کلی مامانش گریه میکنه و میگه پسر عموت اومد مامان باباشو برد بیرون از منم پرسید گفتم نه پسر من با مردم رفته بیرون!!!
اگه با خونواده من نریم بیرون خواهراش میگن : فلانی همیشه با فامیل زنش میره بیرون. هیچوقت خونه نیستن. از بس خونواده زنش خوبن!!! ( جالبه که خودشون یک خونواده کم فرهنگ و دهن بینن و این منو بیشتر آزار میده)
آدم سالم هم از دستشون روانی میشه.
خوب تو این شرایط اونم مدام به من کنایه میزنه و شکنجه روانیم میده.
من تصمیم دارم یک لیست از نقاط ضعف و قوت خودم و همسرم بنویسم تا بتونم خودم رو اصلاح کنم به امید خدا و رفتارم با اون هم درست و جهت دار باشه.
چون وقت کافی ندارم طول میکشه ولی من انجامش میدم.
توی این راه به راهنمایی همه به خصوص کارشناس های انجمن نیاز دارم
درسته که اگر پست نگذارید ناامید نمیشم اما با دیدن پست ها انرژی میگیرم
ممنون








علاقه مندی ها (Bookmarks)