به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 آذر 99 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-08
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    5,082
    سطح
    45
    Points: 5,082, Level: 45
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 30 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیروز هم با ایشون بودم. خیلی خوب بود. کنار ایشون خیلی احساس خوبی دارم. دوست دارم زودتر ازدواج کنم و به همه نشونش بدم.
    اینا نشونه چیه؟
    خدا رو شکر مامان ایشون هم با مامان من سه ساعتی حرف زدن و هیچ مشکلی دیگه نیست. (رفته بودیم بیرون)
    بعد هم رفتیم رستوران و ناهار مهمونشون کردم. 90 تومن خرجم شد ولی خیلی خوب بود :دی
    باز هم دوست دارم بگم از این که کنارش راه میریفتم و باهاش حرف میزدم خیلی حس خوبی داشتم. امروز خیلی زیباتر هم شده بود . تا قرار بعدی دلم خیلی براش تنگ میشه...
    با این وضعیت نظر دوستان چیه؟
    الان حدود 1 ماهو یه هفتس که همددیگرو می شناسیم.
    مامانم به مامان ایشون پیشنهاد داد دو ماه نامزد با یه صیغه محرمیت باشیم بعد عقد دایم.
    مامان ایشون گفت دو ماه زیاده. منم قبول دارم. قبول کرد یه ماه باشه. ولیبعد از مراسمات بله برونو معرفی به فامیل.
    خواستم بدونم درست داریم پیش میریم؟
    پیشنهادی دارین؟
    راستی یه چیزی هم هست که یکی کامران جان هم بهش اشاره کرد.
    اونم این که من با اولین دختره که دارم راجع به ازدواج صحبت می کنم. ولی مگه اولی نمی تونه بهترین هم باشه؟ این طوری نبودم که کامل چشم و گوش بسته باشم. بالاخره قبلا هم با دخترا (دوست دخترای دوستامو فامیلو و... ) هم صحبت کردم. حتی چند بار با دوست دخترای پسر خالم بیرون رفتم. رستورانو و پارکو اینا. اونم شیطنت پسر خالم بود که می گفت دارم میام دنبالت بریم دو تایی بیرون ولی 2-3 دختر تو ماشینش بود !
    ولی من با ایشون که صحبت می کنم خیلی حس خوبی دارم.
    نمی دونم ممکنه جو گیر شده باشم؟! آخه بابامم سر به سرم میذاره و میگه اولین دختری که دیدی رو می خوای بگیری ! حس بدی بهم دست میده. ولی من فکر می کنم که نه مطمئنم ایشون رو دوست دارم و می دونم می تونم باهاش خوشبخت شم. مخصوصا حرفای امروزش که زد مطمئن شدم از اون چیزی که فکر می کردم پخته تر و با لیاقت تره. خیلی هم مهربونو دوست داشتنیه.
    منتظر راهنمایی هستم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید e-lampard تشکرکرده است .

    khaleghezey (شنبه 16 فروردین 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من تو آشنایی با خواستگارم مشکل دارم
    توسط kimia68 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مهر 94, 15:52
  2. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 15 آبان 93, 00:49
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 تیر 92, 16:45
  4. راهنمایی تو خواستگای4(بهبود یافتن مشکلات)
    توسط بی وفا در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 خرداد 92, 21:18
  5. راهنمایی می خوام تو خواستگاری2 (انجام صحبت ها و برگزاری مراسم نامزدی)
    توسط بی وفا در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 خرداد 92, 12:46

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.