
نوشته اصلی توسط
veis
منم هیچ وقت خواستگار رسمی نداشتم
با وجود اینکه خوش برخوردم ، تحصیلات خوب ، شغل مناسب و ظاهر معمولی و خانواده خوب و .....
تو که سن و سالی نداری. من داره میشه 29 سالم و فقط یه خواستگار داشتم که نذاشتم بیاد خونه مون. چون ازش بدم می اومد و السلام
زیاد هم به خوندن دعاها اعتقاد ندارم. خودم با زبون خودم دارم به خدا میگم دیگه. اگه بخواد خودش کاری می کنه ، نخواد هم که ...
خانواده من هم از این تیکه ها که بهت میندازن زیاد دارن. مثلا بابای منم همیشه میگه دختر فلانی چقدر مشتری داره و ....
یا اون موقع که خواهرم مجرد بود به مامانم می گفت خودش عرضه نداره بگرده یکیو پیدا کنه و از این حرفا....
الانم با اینکه من 29 ساه ام ، اون بار که حرف یه خواستگار شده بود ، به مامانم گفته بود ردشون کن. هروقت خودش کار کرد و پول داشت بذاره خواستگار بیاد. من ندارم که براش خرج کنم.
یه بار هم که با من بحثش شده بود ، می گفت بزرگت کردم دیگه. بذار برو از این خونه .... از این طرفم که خواستگار ندارم و داشته باشم هم فعلا پول ندارم ....
حساب که کردم باید حدود سی چهل میلیون پول جمع کنم که بتونم ازدواج کنم.
ازدواج همش خرجه. از اون حلقه خریدن دامادی بگیر تااااااا جهیزیه و .....
خلاصه اینکه حرفام بی سر و ته بود. فقط درد دل کردم که بدونی وضعیت های بدتر از تو هم زیاده .
زیاد نگران نباش
من بعدا میدم این پست رو حذف کنن. چون دوس نداشتم حرفای این مدلی بگم. ولی خب گفتم که شاید آروم بشی.
- - - Updated - - -
یادم رفت اینو بگم که با همه اینا به اندازه تو نا امید نیستم.
حتی چند تا تیکه کوچولو طلا خریدم که اگه ازدواج کردم بدم مامانم اینا سر مراسم عقد و ... بهم بدن . چون می دونم اونا بهم کادو نمیدن. یعنی شاید هم ندارن یه جورایی . به هر حال نمی خوام از اول چهره بدی ازشون تو ذهن همسر آینده م بیاد.
علاقه مندی ها (Bookmarks)