به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array

    کار کردن،درس خوندن و شرایط خواستگار

    دوستان همدردی سلام
    امیدوارکه حال تک تکتون خوب باشه
    من چند وقتیه که با آقایی در خصوص شرایط ازدواج صحبت می کنم.از اونجایی که احساس می کنم ایشون به درد من نمیخورن نیاز به راهنمایی دارم.
    من کارشناس ارشد هستم و عضو یه تیم تحقیقاتی دانشگاه و ایشون دکترا دارن و استادم هستن.
    اولین جرقه ی اختلاف بینمون مسئله ی کار من بود.من به محض فارغ التحصیل شدن از دوره ی لیسانس سر کار رفتم.الان تقریبا 3ساله که شاغلم و سمت شغلی مناسب با حقوق و مزایای کافی.من مهندس برقم و بنا بر ضرورت های فنی مرتبط به کارم برنامه ی کاریم به صورتیه که توی 1هفته باید 1شب شیفت باشم.(شاید هم بیشتر) این آقا با این نحوه ی کار من مشکل داشتن.من نمی دونم که منطقیه به خاطر ازدواج از شرایط مناسب کاریم بگذرم؟من واقعا کارمودوست دارم.بیکار بودنم کاملا مساوی پژمرده شدن تموم روحیه مه.
    موضوع دیگه بنا به فیلد تحقیقاتیم من بدون آزمون میتونم وارد مقطع دکترا بشم.همین هم مسئله ساز شد.هر چند اندک توی صحبتامون.ایشون به حضور محدودتر من توی اجتماع بیشتر علاقمند بودن.به نظرشون دکترا زمانی می تونه مفید باشه که بتونم شیرازه ی امور زندگیمو دست بگیرم.البته بدون کمک شایان از طرف ایشون.
    من میخام اینو بدونم که جایگاه اجتماعیم تا چه حد منطقیه که به خاطر ازدواج کمرنگ بشه؟
    من توی هیچ کدوم از موضوعات بالا هیچ جبهه ی نگرفتم.فقط نظراتشونو جویا شدم.من کار می کنم،دانشگاه می رم،به ورزشم میرسم،به علایقم می رسم.مطمئنم که خیلی بیشتر از اینا انرژی دارم که نتونم با شرایط بالا سکان زندگیو دستم بگیرم.اما تحمیل عقاید و سرکوب کردنشون برای من واقعا حس ناخوشایند بهم میده.شاید به جایی برسم که خودم به این نتیجه برسم باید یکی روکنار بزارم.اما به نظرم صورت خوشی نداره که یه آقای خواستگار حضورشو برام مشروط کنه.
    در ضمن ایشون تقریبا 9 سال از من بزرگترن و کم انرژی تر
    پیشاپیش از تک تکتون ممنون

  2. 2 کاربر از پست مفید hanie_66 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 10 بهمن 92), veis (پنجشنبه 10 بهمن 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.