الهام جان! من برات کلی چیز نوشتم و شما درست برعکس حرف من، اومدی از بین تموم پست ها، پستی رو که احساس کردی یه مقدار به حال دلت نزدیکه، یعنی یه جورایی انتقام گرفتن از همسرت در اون نهفته است رو در نظر گرفتی و انجامش دادی!
من نمی دونم آقای علیرضا چند سالشونه و آیا تجربه ی زندگی متاهلی رو دارند یا نه؟ اما این رو میدونم که هیچ وقت با لج بازی با یه مرد نمیشه به خواسته ات برسی. و همین طور نیاز یه آدم دیگه رو نمیشه حربه ای قرار داد واسه رسیدن به خواسته ی دلت.
همسر خانم آکوا، تاپیکی داشتن که توی اون به صراحت اعلام کرده بودند که متنفرم از اینکه همسرم همیشه منو از این راه میخواد بترسونه و سعی میکنه این نیاز من رو با رسیدن به خواسته هاش یکی بکنه و منو از این نیاز محروم میکنه تا من با دلش راه بیام.
الهام جان! تو دوبار یا نهایتا سه بار میتونی از این طریق همسرت رو کنترل کنی و ازش بخوای که باهات خوب باشه، متناسب با شخصیت خودت.
آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)