ممنون که جواب دادین
من شوهرم خیلی دوس دارم و پشیمونم نیستم اگه کمک نکنن هم دیگه هیچ کاری باهاشون ندارم
شما وضعیت من نمیدونید اما ما همه جوره کوتاه اومدیم
من به خاطر سختی هایی که داره نمیخوام برم خونه اجاره ایی
خودم شاغلم همه جوره هم از خودم مایه میزارم
خانوادم هم حاضرن همه جوره کمک کنن که راحت زندگی کنیم
حتی چون مادر شوهرم پولش کم بود و میخواست خونه بخره خانواده من گفتن یک سوم پولش ما میدیم مثلا 2 دونگ خونه به نام ما، برن بشینن تو خونه
البته خودشون میخواستم بخرن بدن توش بشینیم
بعد دوباره خانوادم من پیشنهاد دادن مثلا 100 تومن بدین ما براشون با قرض و قسط و ... خونه بخریم
اما اونا حاضر نیستن یه قرونم کمک کنن
پدر شوهر و مادرشوهرم حساب کتابشون جداست و سر پول زیاد دعواشون میشه
کلا زیاد مادین
در صورتی که ما اینجوری نیستیم و خانواده من هر چند وظیفشون نیست حاضرن همه جوره کمک کنن
تو خانواده خودشونم اینکار میکنن که خونه خریدن دادن پسرشون نشسته
یعنی واقعا این انتظار زیادیه تو این دوره زمونه؟
دور و ور ما همه اینکار میکنن
اونا هم روز اول قول دادن و قبول کردن
قبلا رفته بودم پیش روانشناس و واسش تعریف میکردم فکش افتاده بود بس که ما کوتاه اومدیم
لطفا راهنمایی کنید یعنی دارم اشتباه میکنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)