با سلام و عرض تشکر از فرشته مهربان گرامی
توی این چند روزه لباس ها و یه مقدار از وسایل خانومم رو دادم به خالش ، یکی دو ساعتی هم باهاشون حرف زدم ، خیلی چیزها پشت سرم گفته بود یه مقدارییش رو تیتر وار میگم :
- مثلا گفته بود که من از میلاد میترسم ( انگار من چیکارش کردم )
- دیگه گفته بود که میلاد به خواهر من تهمت زده ( بهشون گفتم ، فقط برای من کافی که خدا بین ما حکم بکنه و میسپارمش به خدا )
- گفته بود من منتظر بودم میلاد به همراه خانوادش بیاد دنبالم، وگرنه تمکین میکردم، عجب رویی داره گفته چطور موقع دعواها همه خانوادش بودن ( انگار نه انگار که خودش تلفنو برداشته بود و زنگ زده بود به پدر و مادر از همه جا بی خبر من و هر چی از دهنش دراومده بود گفته بود ) ولی حالا که قراره تمکین کنم ، هیچکدوم نیومندن دنبالم
- البته خاله هه با این که سعی میکرد طرف اونو بگیره هر از چند گاهی اقرار میکرد که خواهرزادش اشتباه کرده ، بهم گفت فقط به خاطر اینکه حرس منو در بیاره اونجوری تیپ زده و توی دادگاه هم اونجوری رفتار می کرده (
عجب منطقی!!!!!! )
-----------------------------------------------------------------------------
و اما بعد:
فرشته مهربان ، من خیلی دوست دارم که به همراه همسرم به مشاوره حضوری برم اما متاسفانه همسر بنده در دسترس نیست و 8 ماه هست که از خونه رفته ، و من هم تمایلی ندارم که تلفنی باهاش ارتباط داشته باشم،چون احساس می کنم اگه باهاش تماس بگیریم دوباره جواب نمیده و بازهم من کوچیک میشم.
من یک بار پیش مشاوره رفتم ، مشاور بهم گفت باید شماره تلفن خانومم و چند تا از فامیلهاشون رو بهش بدم تا باهاش تماس بگیره و بعد نظره خودش رو به من بده ( البته برای هر تماس 150000 تومان از من می خواست ) ، اون موقع من بنا به دلایلی از جمله مسائل مالی دیگه پیشش نرفتم .
- حالا نمیدونم به نظرتون کاری که مشاوره گفت رو انجام بدهم؟
- اصلا توی این شرایط ارتباط با همسرم به صلاح هست ؟ اگه آره چطوری ؟
ضمناً من اطلاع ندارم چطوری میشه از نظرات و راهنمایی های کارشناسان خبره ای مثل آقای سنگتراشان و جناب اس سی آی بهره مند شد . در این خصوص هم ممنون می شوم که دوستان تجربه دار کمکم کنند
خدایا ، عقیده ام را از دست عقده هایم مصون بدار
علاقه مندی ها (Bookmarks)