[quote=اسکارلت;299274]سلام
سلام
من کم و بیش مطالب شما رو خوندم ....
ممنون
بنظر میرسه ازدواج تمام فکر شما رو بخودش مشغول کرده....از اون حالتهایی که هر چقدر یچیزی رو بزور میخوای و منتظرشی ولی نتیجه نمیگیری....دقیقا.
طبیعی هم هستوهیچ کس دوست نداره تنها و بدون همدم باشه. شما همه چیو در مورد من نمیدونین.من یوسف گمگشته ام.
اما تو با ناامیدی این خواسته ات رو به دنیا میگی...حتی وقتی با خدا صحبت میکنی خودتو دست کم میگیری.....دعا با با امیدواری باشه...با احساس لیاقت باشه
کائنات هم وقتی میبینه تو از درون خودت رو لایق نمیدونی بهت جواب نمیده.لایق نیستم چون خیلی گناهکارم.اما واسه نیازم وترک کامل گناهم به همسر خوب احتیاج دارم.
از خدا که آرزوتو خواستی ....فکرت رو رها کن....بارها این کارو کردم واومدن ومنو خواستن اما لایق همسری نبودن.
بخودت برس,با دوستات سفر برو, کار پیدا کن( نمیدونم کار میکنی یا نه), گردش برو .....البته با توجه به شرایطت. کم کم دوستای جدید, آدمای جدید و بهتر دور و برت رو میگیرن و دنیای تازه ای برای خودت میسازی. تا همینجاشم خیلی جلو خانوادم ایستادم وانقلاب کردم وگرنه اونا دوست دارن همیشه پیششون باشم.
دقیقا" نمیدونم تو چه شرایطی هستی اما به نظرم زیاد با خانومای مسن و اونایی که فقط میرن اینور اونور واسه صحبت های عادی و شوهر و زن واسه اینو اون پیدا کردن دمخور نشو....تو یه خانوم جوونی و باید کارای شخصی خودتو داشته باشی.خب من مدتی کار هنری میکردم وبا آدمای مختلفی سروکار داشتم.
اگر میخوای ازدواج کاملا" سنتی داشته باشی , بله میتونی همصحبت اون خانوما باشی...اما اگر میخوای یک حرکتی بکنی و مسیر زندگیت رو بیشتر بدست خودت تغییر بدی برو دنبال علایق خودت......دانشگاه علاقه خودمه.اما وقتی میبینم اونجا هم همه منو کوچکتر ازسنم میبینن اما اگر بیان جلو واسه خواستگاری باید بگم سنمو خیلی غمگین میشم.چون همیشه دیدم واسه سنم رفتن.
خصوصیت همسر ایدئالت رو بنویس و خودت سعی کن به اون خصوصیتها تا اونجا که مناسبه نزدیک بشی و از خودت راضی بشیاتفاقا نوشتم ودارم خودمو درست میکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)