نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
خیلی کار اشتباهی کردید، که در مورد چیزی که در اختیار شما نبوده ، قول و قرار گذاشته ای

تاوان این اشتباه رو هم شما باید پس بدهی

خیلی منطقی و در کمال آرامش و بسیار محترمانه
با همسرت گفتگو کن و بهشون بگو اصل قضیه چی بوده و بابت اشتباهت ازش عذرخواهی کن

هر رفتاری رو هم که همسرت با شما کرد ، شما با مهربانی و صبوری تحمل کن ، و بگو بابت این اشتباه خیلی متاسفی ، بابت قولی که داده ای و در توان شما نیست که انجامش بدهی ، بسیار ناراحت و پشیمانی
از همسرت بخواه که شما را ببخشه ،

وقتی صحبت می کنید ، با همسرت هم حسی و هم دلی کن

حتی اگر خواست از اون خونه بلند بشوید و بروید توی یک اتاق مستاجری ، با روی باز قبول


من نمی دانم دقیقا شرایط و روحیات پدر شما و همسرتون چگونه هست ،به همین خاطر راه درست را به شما گفتم

قسمت زیر نمی دانم تا چقدر در مورد زندگی شما ، کاربرد خواهد داشت یا خیر ، لذا با احتیاط بخوان


وقتی مدتی گذشت مثلا چیزی حدود دوماه تا سه ماه ، ( در حالیکه می دانم این دو سه ماه بسیار زجرآور برای شما خواهد بود ) ببین
اگر همچنان همسرت بر این قضیه اصرار داشت
اگر پدرتون هم موافق بود ،
اگر شرایطتون جور بود ،
اگر شوهرتون بعدا این روحیه را ندارد که این مساله را به رخ شما و پدرتان بکشد
پیشنهاد خرید خانه از پدرتان را به شوهرتون بدهید
البته این راهکار همان طور که گفتم بسیار ریسک بالایی دارد














راستش عجول نیستم اون گیر داده...دارم دیوونه میشم...بابا اگه بفهمه.............شوهرم میگه تو به من قول دادی منم به کل خانوادم گفتم اینجا سه دونگش برا منه.....پس باید رو حرفت باشی....خونه پدریش کلنگیه همه طبقاتش به هم راه داره نمیشه دادش اجاره

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
خیلی کار اشتباهی کردید، که در مورد چیزی که در اختیار شما نبوده ، قول و قرار گذاشته ای

تاوان این اشتباه رو هم شما باید پس بدهی

خیلی منطقی و در کمال آرامش و بسیار محترمانه
با همسرت گفتگو کن و بهشون بگو اصل قضیه چی بوده و بابت اشتباهت ازش عذرخواهی کن

هر رفتاری رو هم که همسرت با شما کرد ، شما با مهربانی و صبوری تحمل کن ، و بگو بابت این اشتباه خیلی متاسفی ، بابت قولی که داده ای و در توان شما نیست که انجامش بدهی ، بسیار ناراحت و پشیمانی
از همسرت بخواه که شما را ببخشه ،

وقتی صحبت می کنید ، با همسرت هم حسی و هم دلی کن

حتی اگر خواست از اون خونه بلند بشوید و بروید توی یک اتاق مستاجری ، با روی باز قبول


من نمی دانم دقیقا شرایط و روحیات پدر شما و همسرتون چگونه هست ،به همین خاطر راه درست را به شما گفتم

قسمت زیر نمی دانم تا چقدر در مورد زندگی شما ، کاربرد خواهد داشت یا خیر ، لذا با احتیاط بخوان


وقتی مدتی گذشت مثلا چیزی حدود دوماه تا سه ماه ، ( در حالیکه می دانم این دو سه ماه بسیار زجرآور برای شما خواهد بود ) ببین
اگر همچنان همسرت بر این قضیه اصرار داشت
اگر پدرتون هم موافق بود ،
اگر شرایطتون جور بود ،
اگر شوهرتون بعدا این روحیه را ندارد که این مساله را به رخ شما و پدرتان بکشد
پیشنهاد خرید خانه از پدرتان را به شوهرتون بدهید
البته این راهکار همان طور که گفتم بسیار ریسک بالایی دارد









راستش بابا این خونه رو 160 م خریده که 40 م روش وام گرفته.شوهرم میگه وقتی به نامم شد خودم قسطای اون 40م وام رو میدم.....من 3 دانگ یه خونه که بعدا داماد بخره هم شرط ضمن عقدمه از این می ترسم بعدا بزنه زیرش
اینم بگم که شوهرمو داست دارم اونم دوستم داره ولی تو این قضیه میگه عشق و دوست داشتنو وسط نیار