اما می خوام یک حرف متفاوت بزنم.مگه من چه مشکلی دارم که زندگی کسی با زندگی با من تباه بشه ؟ به نظرم من یک آدم اخلاق گرا ، منطقی و دارای پشتکار هستم .
چون پای یک زندگی و یک دختر دیگه وسط هست که ممکنه زندگیش با این ازدواج تباه بشه.
مشکل من با خودم چیه ؟ بالاخره همه ی ما آدم ها یک جاهایی توی دوراهی هایی قرار می گیرم و انتخاب هر کدوم از راه ها فواید و مضرات خودش رو داره .
شما مشکلات و درگیریهای زیادی با خودتون دارید.
رفتارهاتون و تفکراتتون برای یک زندگی نرمال سمی است.
چه رفتارهایی دارم که برای یک زندگی نرمال سمی هست . مگه تفکرات من چه مشکلی داره ؟ اگه یک انسان خرفت و احمق بودم که هر کی هر چی بم می گفت می پذیرفتم خوب بود . من خیلی هم از رفتار هام و تفکرات رضایت دارم . نمی گم رفتارهام خیلی خوب بوده یا الآن خیلی خوبه اما با توجه به خانوادم و جامعه ای که توش بزرگ شدم به نظرم در کل رفتارهام خوب بوده .
نه چون اعتقادات خاصی دارید یا ... چون اصلا نمی دونید به چی و برای چی اعتقاد دارید.اعتقادات من مشکلی دارند . اصلا من به چیزی اعتقاد دارم که اعتقاد بش مشکلی داشته باشه ؟
چون اعتقاداتتون به جای این که مایه آرامش و زیبایی زندگی بشه، شده بلای جونتون.
آدم مغروری نیستم اما در کل نظرم در مورد خودم اینه که کارم خیلی درسته
با خودم فکر کردم این تاپیک هم خیلی جدی نیست، نگرانی من بی مورده
ختم به خواستگاری و ازدواج نمی شه و احمدی دو سه هفته دیگه با یه موضوع جدید برمی گرده.
اما یک درصد کوچیک هم اگر این تاپیک به خواستگاری و ... برسه اون دختر گناه داره که وارد این زندگی بشه.
خب من آدم محتاطی هستم . شاید در مورد یک موضوع پر اهمیت وقت زیادی رو بذارم و به این فکر کنم که چه راه های گوناگونی برای حل اون موضوع دارم اما بی گدار به آب نمی زنم .
در مورد ازدواج که حتما یکی از موضوعات مهم در زندگی هر فردی هست هم خیلی فکر کردم و اطلاعات زیادی رو توی مغزم برای یک ازدواج خوب جمع آوری کردم . فکر می کنم دیگه آمادگی لازم رو برای ازدواج داشته باشم .
به نظرم من گناه دارم که گیر یک دختری بیفتم که لیاقت زندگی با من رو نداشته باشه وگرنه هر دختری که با من ازدواج کنه فکر می کنم که خوشبخته .
خواهش می کنم ، شما هم به نظر می رسه باحالید ...ببخشیدا من نظر میدم اما شما خیلی باحالید..
من در مورد دخترها این حرف رو نزدم . به نظرم ما ایرانی ها عموما علاقه ی زیادی داریم که دروغ بگیم و همین طور دوست داریم دروغ بشنویم . البته حتما دختر ها به گرد پای آقا پسر ها در خالی بندی نمی رسند .میگید به هیچ دختری نمیشه اعتماد کرد و روده راست تو شکمشون نیست ممکنه هرزه بوده باشه روابط جنسی داشته باشه و هنوز ازدواج نکرده به زمین و زمان شک دارید..
ولی خودتون تصمیم دارید روابط گذشتتون رو پنهان کنید ، اگه به فرض روابط گذشتتون آشکار بشه اون دختر حق اینو داره که به شما هم شک کنه که روابط جنسی داشته اید و تو طول زندگی اینو مدام میکوبه تو سرتون که از کجا معلوم با چند نفر رابطه نداشتی یا فلان - اونوقت شما بگو چه جنسی داری
حتی اگه کسی اشتباه هم کرده باشه سزاوار این رفتار نیست ، ما ههمون آدم هستیم و اشتباه میکنیم آدم هستیم فرشته که نیستیم پاک پاک باشیم..
دوست ندارم گذشتم رو پنهان کنم اما انگار بهتره که این کار رو بکنم . شاید گفتن اینکه دوست های زیادی داشتم باعث بشه همسرم بم بی اعتماد بشه . در عرف ایران هم انگار زدن این حرف درست نیست .
مثلا دختره فکر می کنه این که الآن به همین راحتی می گه قبلا دوست دخترم داشتم حتما تا الآن با هزار نفر ارتباط جنسی داشته و بعد ازدواجشم قصد داره به بی بندو باری اش ادامه بده .
من نمی گم مشکلی داره یک پسر و دختر قبل ازدواج ارتباط داشته باشند . اون جور آدم ها حتما آدم های مثله خودشون رو بهتر درک می کنند اما من جزو اون جور آدم ها نیستم . اصلا نمی خوام بگم کار اون ها اشتباه که شما حرف فرشته رو کشیدید وسط !
اگر دختر یا پسری قبلا این روابط رو داشته اما در رابطه اش به شریکش وفادار بوده من نگاه بدی به این فرد ندارم اما اگه یک روزی با شریکش به هم زد به نظر من اون مثله یک فرد مطلقه می مونه .
این حق یک آدم مجرده که با یک آدم مطلقه ازدواج نکنه . من قبل از ازدواجم حتما سعیم رو می کنم که با یک آدم مجرد ازدواج کنم اما بعد ازدواج حتی اگه متوجه هم بشم که طرفم مطلقه بوده به روی خودم هم نمی یارم .
منم از این جور آدم ها زیاد دیدم . امیدوارم که اصلاح بشوندمن یکی از فامیل های پسرمون در دوران جوونیش فوقالعاده ... بود و با هر کسی میپرید و هزار تا کصافط کاری میکرد.. آخرش رفت یه دختر معصوم طفلی رو گرفت باهاش مثل زندانی رفتار میکنه میگه چادرتو بکش تا ابروهات بهش اجازه نمیده بره بیرون از خونه ، بهش اجازه نمیده بره درس بخونه میگه اعتماد ندارم میترسم ، بهش حتی اجازه نمیده لباساشو خودش انتخاب کنه و دقیقا شده مثل یک برده خانگی..
این آقا میترسه همون کارایی که خودش تو گذشته کرده سر خانومش بیاد این خیلی جالبه
بچه ها اگه حرف دیگه ای دارید بزنید . بودن تو همدردی خیلی وقتم رو می گیره . نمی دونم شاید دوباره یک روزی برگشتم اینجا










علاقه مندی ها (Bookmarks)