سلام آقای sci، خوشحالم که میخونین. :) من خوبم. کارهایی هست که باید با جرات و درست انجام بدم. روز جمعه مهمون دارم. شنبه میام و گزارش هفتگی تمرین هامو میدم.
فعلن :
- در مورد حقوقم نکاتی رو که گفتید رعایت کردم. همه رو دادم با حساب و کتاب. بدون ناراحتی. همسرم هم خیلی طبیعی همراهی کرد. حتی احساس خوبی داشتم چون مطمئن بودم کارم درسته مطابق حرف شما.
- با تکنیک xyz و یه خورده خلاقیت همسرم رو به درس خوندن تشویق کردم و حتی خوشحال شد که اهمیت میدم و شروع کرده بخونه. :) در ادامه هم میخوام یه مقدار توی رودربایستی بذارمش و رعایتش رو بکنم تا ادامه بده!
- دفتری رو که توش نصفه و نیمه رعایت نکردن حقوق فردی رو یادداشت می کردم عوض کردم. یکی نو رو برداشتم.
- همسرم به مانتوی کارم گیر داد که وقتی میشینم جمع میشه! اول صبحی اعصابم خورد شد ولی باهاش همراهی کردم و گفتم آره درست میگی آدم باید همیشه حواسش باشه وقتی بلند میشه لباسش رو صاف کنه.
(قبلن اصلن اینطوری نبود. اما یه مدته زوم کرده روی لباسای من و باید جلوش رژه برم تا همه جاش رو بررسی کنه!! با این که لباس ها همه قدیمی اند! و من احساس خیلی بدی پیدا میکنم. )
- بی تفاوتی ها و ناامیدی های قبل رو ندارم. همسرم هم توجهش بهم بیشتر شده ولی با احتیاط. هنوز اگر راجع به خانواده ام حرف بزنم جوابم رو نمیده.
از توجهتون ممنونم.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)