سلام
سعید هستم. 24-25 ساله. تپل. قد كوتاه ( 165 ). احساس رضایت از فیزیك و ظاهر و چهره ام ندارم.
از نظر رفتاری جذبه ای ندارم. صدا و لهجه جالبی ندارم. دوست ندارم صدای خودم رو بشنوم دوست ندارم ظاهر خودم رو ببینم.
خجالتیم. كم حرفم. ( از بچگی اینطور بودم ) دوس دارم وارد اجتماع بشم اما هر موقع شدم احساسات بد بیشتری از خودم پیدا كردم. نمیتونم حق خودم رو بگیرم. زیاد بهم توهین میشه توی اجتماع.
سالها توی رویا خودمو خیلی خیلی میبردم بالا. ولی واقعا هیچی نیستم. دوست زیادی ندارم.
به بزرگترین آرزوم یعنی قد بلند نرسیدم و نخواهم رسید ، هیچ احساس قدرتی ندارم در تمام عرصه ها احساس ضعف میكنم. احساس هیچی. صفر بودن.
هیچ انگیزه ای برای تلاش ندارم و هیچ كاری نمیكنم یعنی هیچ انگیزه ای ندارم برای كار پول در آوردن و ...
برام فرقی نمیكنه چی بپوشم چی نپوشم. موهام چطوری باشه چطوری نباشه. یك دفعه دیدن تیغو برداشتم و از ته زدم.
هر موقع یكم تو حال خودم نیستم مثل الان فقط میخورمو میخورم. اراده ضعیفی دارم نمیتونم عادت های بدم رو ترك كنم. عادت های بد زیاد دارم.
دانشجو بودم و فارغ التحصیل شدم اما با بدترین نمرات فارغ التحصیل شدم.
از خودم واقعا بیزارم دیگه ، بی نهایت خسته شدم.
پدر و مادر و خانواده خوب و مهربونی دارم. بیماری خاص و بدی ندارم.
دلم میسوزه به حال پدر و مادرم ، لیاقت داشتن فرزندی خوب بودن اما من مثل انگل ...
احساس پیری میكنم. اصلا جوونی وجود نداره در وجودم ، احساس میكنم یك آدمه زُمُخت و سن بالا شدم.
نمیتونم زیاد خوب صحبت كنم سوتی زیاد میدم. روابط اجتماعی بسیار بسیار ضعیف. جذابیتی برای همصحبت شدن ندارم.
حوصله ندارم دیگه بنویسم. الانم نمیدونم چرا عضو اینجا شدم چرا پست دادم اینجا.
با خودم الان میگم « كه چی اینارو مینویسی ؟! »
بگذریم ،حرف بدردبخوری داشتید بگید اگر چه نمیدونم با حرف زدن توی این سایتها قراره چه اتفاقی بیوفته و كدوم دردها حل و فصل بشه اما خوب خواستید حرفی چیزی بزنید راهنمایی كنید راهكار بدید اما شعار ندید لطفا.
نمیدونم چی بگم دیگه دل و دماغ ندارم اصلا.








علاقه مندی ها (Bookmarks)