
نوشته اصلی توسط
setareh
سلام سبکتگین
امشب رفتم و تمام پستهات رو خوندم . ذره ذره بزرگ شدنت رو شاهد بودم . )کتابجدایی معنوی رو بخون .(
در زندگی گاهی مسیر هایی جلوی پای ما باز میشه و ما در گام نهادن در اون دچارتزدید و گاهی تنش و اضطراب میشیم ولی اگر کمی آروم باشیم و به خدا توکل کنیم کم کمکه پیش می رویم متوجه خیریت آن میشیم .
دوست عزیز اگر شوهر سابقت و خصوصا و خصوصا خودت رو کاملا ببخشی می تونی از فرصتهایی که داری کاملا بهره ببری و امیدوار و با نشاط پیش بروی . همین هایی را که بهعنوان (تنهایی و بی وفایی و شکست و...)تهدید می بینی تبدیل به فرصت و موفقیت کنی .می تونی با باز سازی خودت و استفاده از تجارب قبلیت یه انتخاب خوب و یک زندگیشیرین پیش رو داشته باشی .
یه جایی می خوندم بعداز جدایی برای بازسازی و ترمیم شکست عاطفی 5سا ل مدت زمان مناسبی هست .
دوست عزیز می تونی برای روزها و آینده ی خوبو روشنی که پیش رو داری طرح و برنامه بریزی . مطالعه , ورزش , آموزش , هنرهای دستیودنبال کردن علاقه مندی هات باعث میشه با انرژی و با نشاط باشی و فکر نکنی که عمرو وقتت همین طوری می گذره . مهارت هات رو بالاببری و با شور و نشاطی که در خودتایجاد می کنی از لحظه لحظه هات لذت ببری و انشاا... یه همراه و همسفر خوب رو جذبکنی و همراه بشی .
یکی از راههایی که در موفقیتت موثر هست اینه که با مهارت و روشی درست بتونی دیگران رو نسبت به حمایت و یاری و همدلی و هم صحبتیبا خودت تشویق کنی .و در مواقعی هم تو در پی کمک و یاری و مساعدت و محبت کردن بهدیگران باشی . این نکته ظریفی هست اینکه در این دادو ستد و داد و بستان عاطفی می تونی بانک عاطفیت رو پرکنی با انرژی باشی و سرحال و امیدوار .
منظورم اینه که با دیگران تعاملات زیادی داشته باش (خواهر, برادر ,دوستان ,خصوصا و خصوصا پدر و مادر) آنها را تشویق به حمایت(مالی ,عاطفی ,همدلی , هم صحبتی ) از خودت بکن . همینطور به تک تکشون توجه ویژه یاری و محبت داشته باش . یه نوع داد و بستان و هرروز ت رو روشنتر از دیروز کن.
گاهی سر به دامان مادرت بگذار و بگو دست پرمهرش رو برسرت بکشه .گاهی دست پدرروتوی دستات بگیر و ببوس و التماس دعا بگو.چشم در چشمانشون با مهر و محیت بدوز و انرژی بگیر و آرومشون کن به خدا برای پدر ومادر هیچچیز شیرین تر از درخشیدن خوشحالی در چشم فرزندشون نیست و هیچ چیز طاقتفرسا تر از این نیست که در چهره که فرزندشون غم و تنهایی ببینن .بیشتر پیش اونهاباش و محبت نثارشون کن و همین طور محبت و دعای خیر وام بگیر و سپرده گذاری کن .
الان در حال حاضر کوله باری از تجربه داری .می تونی مهارتهات رو زیاد کنی و در آینده ای خیلی نزدیک یه زندگی شیرین و موفق بسازی
- - - Updated - - -
ستاره جان
ممنون که همراهمی و راهنماییم میکنی
دوسال پیش بعد از جدایی خیلی سعی کردم همه اینکارا رو بکنم . خیلی کتاب می خوندم و خیلی سعی می کردم بهشون عمل کنم
ولی همشون مقطعی بودن تا آخر عمرم نمی خوام درگیرشون باشم
تا کی ؟
خسته شدم .
اینا فقط برای چند روز حالمو خوب میکنن .
پدرو مادرم که ازشون حرف نزنم بهتره
خودشون اخر مشکلاتن . هیچ حرفی برای گفتن نداریم
میدونم دوستم دارن ولی هیچ رقمه نمی تونم باهاشون ارتباط برقرار کنم .از بی کسیمه که انقدر تنهام
کاش حداقل میدونستم می تونم اونا رو داشته باشم و هر وقت دلم خواست باهاشون درد دل کنم . اما من هیچ کسو ندارم .
بادوستام میرم بیرون.اما وقتی برمیگردم انگار نه انگار بیرون بودم . انگار یه عمره تنهام . دوباره می خوام برم بیرون
هیچ جا نمی تونم بمونم اضطراب دارم . میرم یه جا می خوام زود برگردم میام خونه می خوام برم بیرون اما نمی دونم کجا .
حوصله کسی رو ندارم حوصله تنهایی رو هم ندارم
به دیگران کمک میکنم . محبتم میکنم. انتظار جواب خوبم ازشون ندارم . ولی انتظارم ندارم در حقم نامردی کنن.داغونم کنن. اینم توقع زیادیه؟
اون موقع که جدا شدم بهم گفتن زمان عادت کردن به این موضوع 6 ماهه .زیادترش دیگه لوس بازی و مرثیه سراییه . بهتر شدم اما واقعا خوب نشدم . دیگه یه ماه تمام از چشام اشک نمیاد. دیگه بی اشتها نیستم ولی بخدا داغونم و نمی دونم چیکار کنم .
- - - Updated - - -
Baby عزیز
مرسی از نوشته هات
اما من دیگه باور ندارم خیلی چیزا رو . دیگه باور ندارم اگه یه چیزی رو از خدا بخوام و از ته دل بخوام بهم میده . من تو اون دوران بد همه تلاشمو کردم و از ته دل هم از خدا خواستم که یا آرزومو برآورده کنه یا آرومم کنه و هیچکدوم نشد . حالا دیگه میدونم که همه اینا دست خود آدمه که من متاسفانه از عهده اش برنمیام .
آره خیلیا رو دور و برم دارم که وقتی نگاه میکنم به بدبختیاشون می بینم از اونا وضعم بهتره اما خیلی آدمای بشتر تری دور و برم هستن که باعث حسرت خوردنم هستن .
به همه دور و بریام هم کمک میکنم به امید روزی که نتیجه عملم رو از خدا ببینم . به امید روزی که آرامش داشته باشم . اما انگار مال من برعکس میشه همیشه
[poem]يك عمر هر دردي به من دادي حس مي كنم عين نيازم بود
جايي كه افتادم به پاي تو زيباترين جاي نمازم بود
هر جاي دنيايي دلم اونجاست من كعبه مو دور تو ميسازم
من پشت كردم به همه دنيا تا رو به تو سجاده بندازم[/poem]
علاقه مندی ها (Bookmarks)