بعد از دوسال هنوز نتونستم با درد جدایی کناربیام و افسرده ام . کمکم کنید
اگه از کاربرای قدیمی کسی باشه شاید منو بشناسه . و تو جریان طلاق و ماجراهای بعد اون باشه .
الان دوسالی میشه که از طلاقم میگذره و من هر کاری تونستم کردم که آرامش پیدا کنم . اما نمیشه . جرات ندارم دیگه به کسی بگم چون تنها چیزی که می شنوم اینه که هیچکی نمی تونه برام کاری کنه و فقط خودمم که میت ونم خودمو نجات بدم .
زندگیم داره به ظاهر روال عادی خودشو طی میکنه ولی من هر روز بدتر از دیروز قلبا شکسته تر و افسرده تر میشم .
نیاز دارم به یه هم صحبت به یه کسی که منو دوست داشته باشه . ولی همه انگار فقط محبت یه طرفه می خوان . خیلی خسته ام . دیگه کارم شده بعداز ظهرا که از سرکار میام بی اراده و ناخوادآگاه همینطوری اشک از چشام میاد . الان دو ساعته تمامه که هق هق دارم گریه میکنم و نمی دونم چرا؟یعنی می دونم انگار از بی کسیمه.
یاد دوستای قدیمیم افتادم اینجا.خواستم فقط درد دل کنم. می دونم که دردم چاره نداره . فقط خواستم سبک شم
[poem]يك عمر هر دردي به من دادي حس مي كنم عين نيازم بود
جايي كه افتادم به پاي تو زيباترين جاي نمازم بود
هر جاي دنيايي دلم اونجاست من كعبه مو دور تو ميسازم
من پشت كردم به همه دنيا تا رو به تو سجاده بندازم[/poem]
علاقه مندی ها (Bookmarks)