
نوشته اصلی توسط
...........
ببین آقا محمد ....بذار یه چیزی بگم...
من یه دوستی دارم که 8 ساله یه پسر به شدت عاشقشه...این دختر تا تونسته دل پسره رو شکسته و بازیش داده...تو این مدت با 7-8 نفر دوست شده و بهم زده و هر بار که از بهم زدن رابطش ناراحت بود به این پسر بدبخت زنگ میزد تا غمو غصه هاشو فراموش کنه باز تا یکیو پیدا میکرد پسره رو تنها میذاشتو میرفت پی کارش...همیشه هر کاری ام داشت به اون میگفت اگه تحقیقی لازم داشت اگه نمره ای میخواست از استاد بگیره اگه کتابی لازم داشت یا حتی پول همهههههه چیزو ازون پسر میگرفت اون پسرم همیشه براش همه کار میکرد در قبال یه تشکر خوشکوو خالی ام نمیکردو با گیر دادن هاش اعصاب اون بنده خدارو بهم میریخت...
یه بار پسره به من زنگ زد بهش گفتم داره ازت سو استفاده میکنه(با اینکه اون دختر دوست من بود ولی دلم نمیومد که یک آدم اینجوری اسیر باشه...)..بهش راستو پوس کنده همه چیو گفتمو گفتم که پاتو بکش کنار دیگه محلش نذار ولی گوش نکردو رفت صاف گذاشت کف دست دختره و گفت دوستت داره حسودیتو میکنه!!!
یک سال بعد دختره ازدواج کرد بعدش حالو روز پسره رو بگم گریتون میگیره....با 24 سال سن حتی 10 واحد هم پاس نکرده بود از دانشگاه اخراج شد نه تحصیلاتی نه کااری...همه هم سنو سالاش ارشد بودن اما اون لیسانسم نداشت...الان دوباره کنکور داده کاردانی قبول شده ترم 2 معماری دانشگاه یالغوز آباد قبول شده و فقط داره حسرت روزایی که از دست داده رو میخوره...
دوست خوب من...شما هر کسی میخوای باش اما من به عنوان یک غریبه به هیییییییچ وجه دوست ندارم شما به همچین حالو روزی بیوفتی پس لطفا به کار هایی که میکنید دقت کنید و اولویت هاتونو مشخص کنید....عشق چیز خوبیه ولی چیزی که آینده شما و خوشبحتی شمارو رقم میزنه عقلو منطقه
علاقه مندی ها (Bookmarks)