ببنید سارا جان من رشته روانشناسی خوندم و تا حدودی به بعضی چیزا آگاهی دارم. گفتید مثبت فکر کنید من سن کمی ندارم شده مواقعی که به بعد مثبت های زندگیم فکر کردم و امیدوار بودم به آینده منم می دونم مغز قدرتش اونقدر بالاست که با تفکرات مثبت می شه هدایتش کرد ولی تلاش کردم به نتیجه نرسیدم. ازدواج و سپردن دست خدا و قسمت. من تو کارم هم بدبیاری میارم این من و بیشتر ناراحت می کنه. شاید امثال من زیاده ولی خوب واسه اونام همیشه دعا می کنم چون می دونم سخته. نگاه فامیل و افکارشون. همه فکر می کنند که شاید ایرادی داشتم تا این سن ازدواج نکردم ولی من پیش خودم می گم مگه شانس و سرنوشت دست من بود مگه من می خواستم تا این سن مجرد بمونم . دست خودم نیست نمی تونم دیگه مثبت نگاه کنم چون هیچ وقت جوابی نگرفتم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)