
نوشته اصلی توسط
sara.s
میدونین آقای کامروا....... امثال من و شما عاشق عشق نیستیم، عاشق غم عشقیم.
عاشق ساخته های ذهنیتون هستید. عاشق یک ایده آل، یک فانتزی یک خیال یک چیزی که در نتیجه روزها و ماهها و سالها فکر کردن در ذهنتون خلق کردید.
و هر چه اون شخص یا شی دست نیافتنی تر باشه، خیال بافی و عطش بدست آوردن شدید تر میشه. اما همینکه اسباب و وسایل وصال فراهم شد، درست عین اینکه کسی همه بچگی و نوجوانیش در حسرت یک دو چرخه است و چون نمیتونه بخره حتی توی بیداری هم رویای دوچرخه رو می بینه. اما بزرگ که میشه و محدودیت ها که از بین میره و امکان مالی که پیدا میکنه، سلیقه اش هم عوض میشه و خرید دو چرخه نه تنها دیگه براش لذتی نداره بلکه شاید به نظرش احمقانه ترین کار ممکن باشه.
آدمهای بزرگتر، آرزوهای بزرگتر، عشقهای بزرگتر
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
علاقه مندی ها (Bookmarks)