به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام مهسایی جان

    قبلش یادت باشه اینجور سفرها مطمئنا مشکل سازه.سفر با خانواده شوهر یا با خانواده زن.چون خواه نا خواه در این سفرها فاصله ها کم میشه و احتمال اینکه حرمتها شکسته بشه زیاده.من خودم شخصا اصلا اینجور سفرها رو دوست ندارم و تا اونجایی که بشه حاضر نیستم همسرم با خانوادم بره سفر .اون هم در یک ماشین.خودش میتونه زمینه سازه خیلی مشکلات بشه.

    بهتر بود خودت و خانوادت ارامش خودتون رو حفظ میکردید و با سوال و جواب و ابراز ناراحتی هیزم پای این اتیش نمیگذاشتید.خیلی وقتها سوال پرسیدن خودش میتونه در اینجور مواقع باعث سرریز شدن خشم و ناراحتی طرف مقابل بشه که شد.

    خوب بود سیاست به خرج میدادی و گوشی رو میگرفتی و یکمی با مادر همسرت حرف میزدی و میگفتی جاتون خالیه و ....اینجوری هم همسرت رو خوشحال میکردی و هم مادرش رو.یا خوب بود کلا خودت رو میزدی به بی خیالی .
    همسرت مطمئنا میدونسته که با این رفتاراش کسی هست که نازش رو بکشه.بنابراین اینجوری رفتار میکرد.اما اگر شما و خانوادت خودتون رو میزدید به کوچه علی چپ ممکن بود همسرت هم به جمع شما اضافه بشه

    از طرفی شاید واقعا بین همسرت و مادرت مشکلی پیش امده بوده و همسرت نمیخواسته چیزی بروز بده.و اون سوال شما یک تیر خلاص بود به سمت همسرت.

    میتونستی به همسرت بگی اگر نگران مادر هستی میخواهی برگردیم تهران؟

    و از این حرفا...

    الان فعلا چیزیه که شده.خواهش میکنم برای شما و همه خانومها بشه تجربه.با خانواده مسافرت رفتن کار منطقی نیست.مشکل ساز میشه بعدا.

    شما هم بهتره سر مسائل این چینینی نگی از زندگی خسته شدم و ....

    بازهم خداروشکر کن که بدتر از این نشد.
    زندگی پره از این فراز و نشیبها.

    با سیاست و دانا باش و موقیعتهایی ایجاد نکن که بعدا خودت توش گیر کنی.
    با همسرت بحث نکن.رفتار عادی داشته باش تا ارامش بهش برگرده.

    به خانوادت هم بگو مشکلی برای مادر همسرم پیش امده بود که باعث شده بود بهم بریزه و خودش از اینکه مسافرت اونجوری شده ناراحته و از من خواسته ازتون عذر خواهی کنم.شما هم دیگه به روش نیارید.

    خودت هم صبور باش و باارامش رفتار کن.

    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    سلام مهسایی جان

    قبلش یادت باشه اینجور سفرها مطمئنا مشکل سازه.سفر با خانواده شوهر یا با خانواده زن.چون خواه نا خواه در این سفرها فاصله ها کم میشه و احتمال اینکه حرمتها شکسته بشه زیاده.من خودم شخصا اصلا اینجور سفرها رو دوست ندارم و تا اونجایی که بشه حاضر نیستم همسرم با خانوادم بره سفر .اون هم در یک ماشین.خودش میتونه زمینه سازه خیلی مشکلات بشه.

    بهتر بود خودت و خانوادت ارامش خودتون رو حفظ میکردید و با سوال و جواب و ابراز ناراحتی هیزم پای این اتیش نمیگذاشتید.خیلی وقتها سوال پرسیدن خودش میتونه در اینجور مواقع باعث سرریز شدن خشم و ناراحتی طرف مقابل بشه که شد.

    خوب بود سیاست به خرج میدادی و گوشی رو میگرفتی و یکمی با مادر همسرت حرف میزدی و میگفتی جاتون خالیه و ....اینجوری هم همسرت رو خوشحال میکردی و هم مادرش رو.یا خوب بود کلا خودت رو میزدی به بی خیالی .
    همسرت مطمئنا میدونسته که با این رفتاراش کسی هست که نازش رو بکشه.بنابراین اینجوری رفتار میکرد.اما اگر شما و خانوادت خودتون رو میزدید به کوچه علی چپ ممکن بود همسرت هم به جمع شما اضافه بشه

    از طرفی شاید واقعا بین همسرت و مادرت مشکلی پیش امده بوده و همسرت نمیخواسته چیزی بروز بده.و اون سوال شما یک تیر خلاص بود به سمت همسرت.

    میتونستی به همسرت بگی اگر نگران مادر هستی میخواهی برگردیم تهران؟

    و از این حرفا...

    الان فعلا چیزیه که شده.خواهش میکنم برای شما و همه خانومها بشه تجربه.با خانواده مسافرت رفتن کار منطقی نیست.مشکل ساز میشه بعدا.

    شما هم بهتره سر مسائل این چینینی نگی از زندگی خسته شدم و ....

    بازهم خداروشکر کن که بدتر از این نشد.
    زندگی پره از این فراز و نشیبها.

    با سیاست و دانا باش و موقیعتهایی ایجاد نکن که بعدا خودت توش گیر کنی.
    با همسرت بحث نکن.رفتار عادی داشته باش تا ارامش بهش برگرده.

    به خانوادت هم بگو مشکلی برای مادر همسرم پیش امده بود که باعث شده بود بهم بریزه و خودش از اینکه مسافرت اونجوری شده ناراحته و از من خواسته ازتون عذر خواهی کنم.شما هم دیگه به روش نیارید.

    خودت هم صبور باش و باارامش رفتار کن.

    موفق باشی
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  2. کاربر روبرو از پست مفید maryam123 تشکرکرده است .

    shabe niloofari (شنبه 24 فروردین 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فرهنگ عزاداری ما - اتفاقات عاشورا و درسهای آن
    توسط گیسو کمند در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 آبان 94, 12:00
  2. عزاداری شوهرم و مشکلات بعدش
    توسط گلچهره در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 20:19
  3. یادداشت های عزرائیل
    توسط gole maryam در انجمن گسترش خلاقانه افکار و احساسات
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 89, 08:35
  4. عزرائیل................
    توسط دانا در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 بهمن 87, 17:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.