قبل از این که به اون دختر فکر کنی به محمد فکر کن.
با رها کردن اون دختر، اگر درسی را که باید از این اشتباهش گرفته باشه، یاد می گیره که چطور زندگی کنه و به قول ریحانه با کس دیگری زندگی خوبی خواهد داشت ( انشالله)
اما اگر با اون بمونی، نه.
نباید بهش فرصت دوباره بدی، چون خطاش بزرگتر از اونی است که بشه بهش فرصت داد. دراونصورت درس لازم را نمی گیره.
و از اون مهم تر این که
مجمد هیچوقت در کنار این زن آرامش و خوشبختی واقعی را تجربه نمی کنه.
معلومه که سخته. برای همه ما شرایط مشابه پیش اومده. جدایی از کسی که دوستش داری. رفتن کسی که بهش عادت کرده بودی. ولی زندگی همینه محمد.
زندگی سخته، ولی تو سخت تر باش. قوی باش. تحمل کن. این روزهای سخت می گذره و خاطره و تجربه اش کمکت می کنه که آینده ات را بهتر بسازی.
اصلا کار آسونی نیست. ولی تو می تونی.
خودت را به خاطر این موضوع سرزنش نکن. تو یک همراه برای زندگیت می خوای. نه یک بچه که تربیتش کنی و مواظبش باشی.
بیشتر از پدر و مادرش که مسئول نبودی. زندگی اون دختر از پای بست ایراد داره و با تو فرق داره.
خیانت های مکرر والدین و طلاق و خانواده آشفته و ... تاثیرش خیلی بیشتر از قهر یک ماهه شما بوده.
برای کمک به اون دختر، ارتباطت را قطع کن و فقط براش دعا کن که راه زندگیش را پیدا کنه و خوشبخت بشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)