حق با شیداست، تا جائیکه میتونی اجازه نده کسی از این جریان مطلع بشه. خصوصا خونواده خودت. حتی بهتره خونواده خودش هم مطلع نشن. هرچه بیشتر آبروش ریخته بشه، امکان پرخاشگری و اقدامات کنترل نشده اش بیشتر میشه.
اما نظر من اینه که خونه رو ترک نکن.
عزیزم تو باید بپذیری ریشه های این درختی که داری میبینی زیرخاکه! باید عوامل این اتفاق رو شناسایی کنی، روشون کار کنی.
نقص هایی در تو، در همسرت، و در رابطتون بوده که به این اتفاق منجر شده. باید سهم هرکدوم رو بتونی تفکیک کنی. و برای هر کدوم اقدامات مناسب رو پیدا کنی و پیاده کنی.
خییییلی کارا هست که باید انجام بدی، خیلی چیزا باید یاد بگیری. برای همه اینها نیاز به *آرامش* و *قاطعیت* هست. نباید سطحی و سر سری و بدون فکر کاری رو انجام بدی. چون اثرات منفیش بیشتر از مثبت هاست. باید خیلی روی خودت کار کنی.
قدم اول هم همونه که قبلا گفتم. باید هر تماسی رو قطع کنی. حتی ایمیل. و همونطور که شیدا گفت، اگرم اون تماس گرفت، خیلی محکم بگو "در موقعیتی نیستی که بتونی صحبت کنی. نیاز داری فکر کنی و بعد از اینکه به نتیجه رسیدی، در موردش صحبت میکنید." نگو خودت تماس میگیری و نگو هم که اون تماس بگیره.
باید چند روز بگذره تا بفهمی اصلا چیکار میخوای بکنی. و کار درست چیه. البته اگه در این چند روز واقعا به خودت کمک کنی که به اوضاع مسلط بشی.
و یه چیزی رو بهت بگم: این اتفاق هر ضرری که داشته باشه، نفعش میتونه این باشه که یه الناز قدرتمند بسازه.
بعد از این طوفان، یکی از این دوتا به جا میمونه: یه الناز قدرتمند. یا یه الناز شکسته!
تو با انتخاب مسیر، به یکی از این دو تا میرسی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)