به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Threaded View

  1. #29
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 91 [ 15:21]
    تاریخ عضویت
    1390-11-01
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    1,710
    سطح
    24
    Points: 1,710, Level: 24
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    194

    تشکرشده 194 در 102 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من با شوهرم بخاطر استخدام کارمند خانم مشکل پیدا کردم، کمکککک

    اقیلمای عزیزم سلام، خوبی؟ نمیدونم چرا باز اینطوری شدم یه مدت خیلی خوب بودم، ولی باز بهم ریختم.
    بهارجون ممنونم از این همه لطفت و مهربونیت ممنونم، من زنگ زدم دیروز به کلینیک دکتر دارابی گفت تا یکماه دیگه وقت نداریم خیلی به خانمه التماس کردم گفتم شرایطم رو، گفت پس هروقت کنسلی پیش بیاد، سریع بهت زنگ میزنم باید نیم ساعته خودتو برسونی، منم قبول کردم، یه خانم مشاور دیگه ای هم هست که من از اول ازدواجم چندین جلسه با فاصله زیاد پیشش می رفتم ولی نتیجه نگرفتم ولی فکرکردم اگه وقت بده برم پیش اون بهتر از هیچی هست ولی اون هم گفت یک ماه دیگه.
    روژان جان راست میگی من وقتی حالم بهتره به این فکرمیکنم که چرا خودمو بچه رو دارم اذیت میکنم، از دست خودم ناراحت میشم، ولی اگه موردی پیش بیاد که فکرمو بهم بریزه دیگه دست خودم نیست.
    بچه ها به کمک همتون نیاز دارم.

    راستش من و دوستم زیاد دوستیمون طولانی مدت نیست خیلی روی هم شناخت نداریم، ولی شوهرم میگه خانم سنگینیه، نمیدونم بخاطر من میگه یا نه، ولی دوستم هم بعضی وقتها یه حرفهایی میزنه منرو بیشتر حساس میکنه، مثلا الان زنگ زدم ببینم شوهرم رسیده یا نه، بهش گفتم آقای ... اومده بعد گفت نه هنوز دوستم نیومده، من خیلی از این حرفهاش ناراحت میشم، نمیدونم واقعا شوخی میکنه یا منظوری داره. مثلا چندروز پیش دو سه باز درطول روز زنگ زدم محل کارشوهرم ، دوستم گفت چقدر تو زنگ میزنی بزار یه کارمون برسیم، منم ناراحت شدم ولی روم نمیشه چیزی بهش بگم، فقط به شوهرم گفت که تو جلوی ایشون گفتی که من خیلی زنگ میزنم که اون هم این حرف رو زده، شوهرم گفت من برای چی باید این حرف رو به اون بزنم؟؟ بعدش گفت خودت میدونی با اون، هرطوری میخوائی باهاش برخورد کن.

  2. کاربر روبرو از پست مفید پرستوی مهاجر تشکرکرده است .

    پرستوی مهاجر (سه شنبه 11 مهر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. غلبه بر استرس و انتظار پیش از بارداری
    توسط معجزه عشق در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 اردیبهشت 94, 18:40
  2. خواستار پیشنهاد شما در مورد همسریابی برای ایرانیان خارج از کشور
    توسط شب شکن در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 06 اردیبهشت 92, 20:50
  3. به استاد دانشگاهم وابستگی شدید پیدا کردم.
    توسط sara.s در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 80
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 اسفند 91, 01:57
  4. داستان پیر مرد
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 11 تیر 90, 08:53
  5. نقش پیاده روی در از بین بردن فشار روانی ( استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 اسفند 87, 01:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.