سلام تروخدا من کمک کنید من با یه آقای همسن خودم متولد 69 حدود 3 سال دوستم من کلا آدم دوستی نبودم اما یه دفعه بعد از 1 سال عاشق شدم تو این 3 سال خیلی دعوا داشتیم خانواده منم در جریان دوستیمون هستن اما وقتی کنار هم بودیم خیلی خوب بودیم جوری که مادرم تعجب میکرد الان دعوا میکردیم 2 دقیقه بعد آشتی.قرار بود بیان خواستگاری تا اینکه راستش یه روز دعوامون شد منم با مامانم رفتم خونه ی مامان باباش به اونا همه چیزو گفتم که من دوست بودم و... اونا هم منو خردکردن بعداز 3 روز دوباره زنگ زدم به دوستم تا الان که 1 ماه میگذره پنهونی باهمیم اما اون دلش ازم پره خیلی دوسم داره اینو حس میکنم اما به خاطر خانوادش میگه نه . من چندبار خاستم خودکشی کنم چون بدون اون نمیتونم زندگی کنم اما نذاشته گفته درست میشه اما 2روز بعد حرفش بازم دعوا میشه من میخام بمیرم نمیدونم چیکار کنم من خیلی دوسش دارم خواهشا بگید من چی کار کنم درست بشه؟ انقدر برام مهم که جلوی خانوادم واستادم راضیم از دل خانواده اونم در بیارم بخدا داغون شدم 1 ماهه تروخدا راهنماییم کنید مرسی:crying::crying::crying::crying::crying::c rying: