به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 304

Threaded View

  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام راحیل خانم،

    نقل قول نوشته اصلی توسط راحیل خانوم
    سلام آقا حامد.خوبید؟ نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق
    متشکرم. نماز روزه های شما هم قبول باشه.


    به نظرم شما اخمویی اید.البته سعی میکنید خوشرو باشیدا ولی شاید به خاطر همون غروری که نازنین میگه من اینجوری فکر میکنم
    ولی با این حال معلومه که مهربونید


    خیلی وقت ها که میرم تو فکر، وقتی به خودم میام می بینم اخم کردم. کلاً عادتم شده وقتی فکر می کنم اخم هام رو ببرم تو هم. البته چند وقتی هست که سعی می کنم این حالت رو از خودم دور کنم، ولی سخته.
    وگرنه اخمو نیستم و سعی می کنم به خصوص موقع صحبت کردن خنده رو باشم.


    1) عضوی از تالار هست که ازش بدتون بیاد و دوست داشته باشید دیگه تو تالار پیداش نشه؟ ( حالا خوبه بگه آره همین خوده تو )

    نه! چون دوست دارم همه از این تالار استفاده کنند. اگر از کسی خوشم نیاد، نیازی نیست توی تالار نباشه. من می تونم اگر نمی خوام پست های طرف رو نخونم و کاری به کارش نداشته باشم!
    ولی برای رابطه های مجازیم و در تالار همدردی یک فاصله ای رو در نظر گرفتم که باعث شده نه خیلی از کسی خوشم بیاد و نه خیلی بدم بیاد. هدفم برقراری رابطه نیست، هدفم بودن در این "جامعه" نسبتاً کوچک و هم صحبت شدن و یاد گرفتن از اعضا هست.


    2) چرا برنمیگردین ایران زندگی کنید؟؟
    اصلا دوست دارین برگردین ایران واسه ی زندگی؟


    توی سوالهای خانم نازنین 1 به قسمتی از این سوال جواب دادم.
    دوست دارم برگردم، ولی اینطور هم نیست که دلتنگ وطن باشم.
    نمی دونم، خیلی از ایرانی های خارج از کشور می گن هیچ جا وطن نمیشه. ولی واقعیتش اینه که من از 11 سالگی در این کشوری که هستم زندگی کردم و اینجا هم یک جورهایی وطن دوم من شده.
    البته اوایل که اینطوری نبود و خیلی دلتنگ ایران بودیم، ولی با گذشت سالها کم کم اینطوری شد. البته واقعیت اینه که آدم توی این کشور همیشه همون خارجی حساب می شه و باید این رو قبول کنه و با این حس کنار بیاد.
    ایران هم نسبت به اون موقع ها خیلی فرق کرده و من گاهی توی ایران هم احساس غریبی می کنم.


    3) یه راهنمایی کنید که ما بفهمیم شما الان تو کدوم کشور هستید تا اندکی از فوضولی اینجانب کاسته بشه

    علت اینکه نمی گم من در چه کشوری هستم به خاطر اینه که من مسائلی رو که خیلی هاش رو حتی به صمیمی ترین دوستم هم نگفتم، در تاپیک هام در اینجا نوشتم. نمی خوام راهی باشه که بشه من رو شناخت. البته نگرانی بیشتر من از این هست که کسی که در دنیای واقعی من رو می شناسه روزی به همدردی بیاد و بفهمه حامد65 من هستم.


    4) فکر میکنید ما کی میتونیم خاطرات عاشقانه شما و همسرتون رو تو تاپیک تسوکه بخونیم؟ اصلا امیدی هست؟

    خیلی دعا کنید


    5) شده که اونجا یکی از دوستانتون از طریق شما با اسلام آشنا بشه و مسلمون شده باشه؟
    وای.خدا.من انقد دوست دارم اینجوری بشه.یعنی خدا یه نفر رو به وسیله من مسلمون کنه


    اینکه کسی از طریق من مسلمون بشه، نه.
    شده که از من راجع به اسلام سوالاتی بپرسند و من هم جواب بدهم.
    ولی خیلی کم بوده. تا به حال اینطور بوده که راجع به این مسائل با شخص غیر مسلمون به ندرت بحث کردم. علت اصلیش این هست که به نظرم اطلاعات خودم هنوز در سطحی نیست که بتوانم اسلام رو درست معرفی کنم و سخنران خوبی در این زمینه نیستم.


    6) بچه هارو دوست دارین؟دوست دارید بابا بشید؟

    بچه های مردم رو خیلی دوست ندارم!
    نمی دونم چرا! فقط جیغ و ویغ می کنند و باید مواظب باشی نزنند چیزی رو بشکونند!
    ولی خودم خیلی دوست دارم بچه دار بشم. اون دیگه فرق می کنه و بچه خودمه.
    و دختر عمه من یک دختر نـــــــــــــاز داره که خیلی بامزه است و دوستش دارم.


    7) نظرتون راجع به آواتور من چیه؟

    جالبیش اینه که نوع نقاشیش مثل کارتون های ژاپنیه! ولی پوشش اسلامی داره!
    در کل به نظرم قشنگه :)


    8) تو یه تاپیک آقای مدیر یه شعری گذاشته بودن که :
    حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟ با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟
    شما حاضرید؟


    من اون تاپیک رو یکبار دیدم. ولی الآن یادم نیست دقیقاً محتوایش چی بود.
    نمی دونم چرا پیداش نمی کنم.


    9) تو ماه رمضان شده که به خاطر روزه خیلی گرسنه باشید و شکمتون حسابی قارو قور راه بندازه جلوی همکاراتون؟ بعد عکس العملتون چی بوده؟چه حسی داشتین؟

    من شکمم تو ماه رمضون قار و قور نمی کنه :)
    آخه آدم سحری به اندازه 6 نفر غذا می خوره!
    خدا رو شکر ضعف رفته ولی تاحالا صدا نکرده!


    10)آخرین بار که این حس رو داشتین کی بوده؟به خاطر چی بوده؟

    روزی که تزم دستم بود و داشتم می رفتم تحویل بدم خیلی خیلی حس خوبی داشتم.
    توی تالار هم نوشتم. یک حسی که سالها بود تجربه اش نکرده بودم و من رو یاد شادی و بی غمی کودکی انداخت.


    از سوالهای شما خیلی ممنونم راحیل خانم!


  2. 13 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (چهارشنبه 18 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.