[align=justify]سلام آرش عزیز، امیدوارم حالتون خوب باشه و روز شاد و زیبایی رو بگذرونید.
اینطور که پیداست در قبال زندگیتون، عشقتون و فرزندتون عمیقا احساس مسئولیت می کنید، قدرشون رو می دونید و به این راحتی ها نمی خواید از دستشون بدید. من نمی خوام به کسی که دو سال این شرایط رو تحمل کرده و تسلیم نشده، راهکار ارائه بدم، اما می خوام ببینم طی این مدت حواستون به آرش هم بوده؟ به اندازه کافی بهش محبت کردید؟
تحمل بی مهری از سمت کسی که در عمق لحظات 12 سال زندگی، قلبت در کنارش احساس امنیت کرده، دردناکه. و دردناک تر از اون اینکه شخصی که آرزو می کنی بیاد و دل شکستت رو آروم کنه، دو سال در بلاتکلیفی نگهت داره.
وضعیتی که شما درش هستید، می تونه روح هر انسانی رو فرسوده کنه. شما برای این موضوع فکری کردید؟ برنامه ای برای تقویت روحیه تون دارید که روانتون از انرژی لازم برای گذر از این دوره برخوردار بشه؟
گاهی روزگار به شکل های مختلف غم و غصه به انسان تزریق می کنه، در اینجور مواقع ما در مقابل خودمون مسئولیتی داریم و اون اینکه حداقل خودمون بصورت آگاهانه شادی تزریق کنیم. شما هم با من موافقید؟[/align]








علاقه مندی ها (Bookmarks)