مرسی ستاره جان بابت دلگرمی.
امروز با استادم تماس گرفتم. دست و پام از ترس می لرزید. گوشی رو برداشت. خیلی خشک جواب داد. اول ازش عذرخواهی کردم و گفتم به خاطر اسباب کشی نتونستم زودتر باهاش تماس بگیرم. بعد گفتم برای جلسه مقاله چه زمانی رو در نظر دارید. گفت هر چیزی که می خوای تو جلسه بگی رو برام بنویس ایمیل کن. نیازی به جلسه نیست :( معلومه نمی خواد منو ببینه. منم گفتم باشه.
الان دیگه زمان صبره. کارهایی که گفت رو انجام میدم و براش می فرستم. بعد چند روز صبر می کنم. شاید تا آخر هفته. بعد اون ایمیلی که براش تنظیم کردم رو send می کنم.
البته یکم از فرستادنش می ترسم. چون به توصیه آنیتا توش نوشتم که با وجود احترامی که براش قائلم و علاقه ام برای ادامه کار با اون، اگر تصمیم بگیره که دیگه باهاش کار نکنم، از تصمیمش تبعیت می کنم.
و می ترسم که یه وقت با دیدن این جمله ها مصمم تر بشه که جدا بشه
دوستان من پذیرای راهنمایی های شما در مورد چگونگی تنظیم ایمیل هستم. و همچنین محتاج دعاهاتون








علاقه مندی ها (Bookmarks)