نقل قول نوشته اصلی توسط یک زن امیدوار
ذوست عزيز...
تمام پستهاي تاپيكتونو خوندم و به نظرم پاسخ تمام سوالاتتون رو آقاي sci كامل ودقيق دادن،اما به نظر ميرسه شما بيشتر از ديد نظري باهاشون موافقت كردين ولي هنوز وارد فاز عملي نشدين!

در مورد اعتبار سازي وهمدلي بهتون توضيح داده شده،وجمله اي هم كه مادرتون گفته به خوبي نوع نگرشش رو نسبت به شما نشون ميده،اين كه احترام،تاييد و حتي تحسيني رو كه هميشه تشنه اش بوده به دست نياورده واين موضوع زجرش داده.ايا شما اقدامي دقيق وهوشمندانه براي اعتبارسازي وهمدلي انجام داديد؟

اكثر چيزهايي كه لازم بوده بدونيد رو دوستان متذكر شدن اما من به شخصه فكر ميكنم ضمن بازخواني راهنماييهاي دوستان علي الخصوص آقاي sciوالبته تلاش براي عملي كردنشون،بايد راههاي توقف فكر(براي جلوگيري از مرور خاطرات گذشته) و افزايش اعتماد به نفس والبته تمركز زدايي نسبت به كارها وفعاليتهاي مادرتون رو هم مد نظر قرار بديد.

تا زماني كه كارها ورفتار ها وجملات مادرتون رو اين قدر دقيق وموشكافانه بررسي ميكنيد نميتونيد آرامش داشته باشيد،توجه وتمركزتون رو تا حدود زيادي از ايشون برداريد،به جاش راهكارهاي آقاي sci روبه كار ببنديد(البته در انتظار تغييرات فوري هم نباشيد) سعي كنيد در هر واقعه اي كاري رو كه لازمه انجام بديد:در مواقعي مثل پست قبل همدلي واعتبار سازي ودر مواقع لزوم رفتار جرات مندانه(علي الخصوص در مورد درخواستهاتون).ودر ساير مواقع چندان به فكر اعمال ورفتار مادرتون نباشيد وروي خودتون واهدافتون متمركز بشيد،به اين ترتيب مسلما حال بهتري رو تجربه خواهيد كرد.
موفق باشيد
دوست عزيزم
اتفاقا هر دفعه به مشكلي اين چنيني برميخورم ميام پست هاي آقاي sci رو مي خونم و عملي مي كنم. ولي انگار روي مادر من جواب عكس ميده

خانم اميدوار
باور كنيد مادر من بيشتر از حد لازم و حتي جاهايي هم كه حقش نبوده، اعتبارگرفته. همه چي به مراد ايشونه. ولي من رفتار جراتمندانه رو دارم به كار مي برم، روش عدم تمركز فكر هم همينطور، ولي اين رفتارهاي ايشون حداقل روزي 2-3 بار تكرار ميشه. خيلي خسته كننده شده ديگه. ولي وقتي اينطور طعنه مي زنه نمي دونم عكس العمل من چيه؟

نوع نگرش ايشون نسبت به همه همين طوره. پدرم، برادرم، خواهرم ...
چه قدر محبت وقتب جواب عكس ميده براي ايشون؟ ايشون با اين نوع رفتار پر توقع تر شده و هيچ نغييري توي نگرشش به افراد خانواده ايجاد نشده. من مي خوام بدونم يه آدم قوي و با جرات،‌در مقابل اينجور حرفها چه عكس العملي نشون ميده؟

نميشه كه دائم ايشون از طرف ما محبت و احترام ببينه و ما دائم كنايه ها و زخم زبون هاي ايشون رو؟

شما فكر كنيد با كسي طرفيد كه هيچ حقي به ديگران نميده و هميشه احساسات خودش در اولويته حتي اگر غلط باشه. خواهش مي كنم فكر كنيد اصلا ايشون مادر من نيست و وارد فاز احساسي نشيم. در مقابل هر كسي كه اين رفتار رو نشون ميده رفتار درست جراتمند چيه؟ نميخوام منفعل باشم، و ديگه سكوت كنم چون ايشون رو به فاز بدتري مي بره.