سلام من دختری 29ساله هستم وهنوزموفق نشدم ازدواج کنم وشدیدا احساس تنهایی میکنم اما حدود6ماه هست با یه نفراشنا شدم ازطریق یکی از دوستان اما این شخص از روزاول گفت قصدازدواج ندارم فقط ازرو احساس تنهایی میخوام باهم باشیم منم چون همین حس و داشتم مثل دخترای دیگه قبول کردم اماالان احساس میکنم دوستم داره اما نمیخواد به رو خودش بیاره مرتب تلقین میکنه که من از ادامی احساسی خوشم نمیادتا حالا یه بار بهم نگفته دوست دارم یا یه کلمه محبت امیزبم نگفته اما با رفتارش یه جورایی به من فهمونده دوسم داره البته منم دوسش دارم ولی چون گفته وابسته نشیم و... جرات گفتن دوست دارم یا دلم برات تنگ شده رو ندارم میترسم با این حرفام خودش ازم دور کنه از اونجایی که سنم داره میره بالادلم میخواد این شخص واسه ازدواج نگه دارم تورو خدا اگه کسی راهش بلده به من کمک کنه خیلی این مسئله فکرم مشغول کرده امیدورام تواین سایت بتونم از دوستای خوبم کمک بگیرم و به هدفم برسم