به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط charm
    چقدر قوی بر احساساتتون غلبه کردید، آفرین، چون که منم الان همین دوران رو که خیلی‌ هم سخته دارم طی‌ می‌کنم (فراموش کردن یه رابطهٔ احساسی‌) می‌شه خواهش کنم که برام یه مقدار از این تجربتون بنویسید؟ چقدر زمان طول کشیده که آرومتر بشید؟ البته من این دفعه اولم نیست، ولی‌ چون خیلی‌ از لحاظه روحی‌ وابسته شده بودیم به همدیگه، خیلی‌ خیلی‌ سخت می‌گذره بهم. اکثرا یه درد توی قسمت دستم و قلبم هم میاد. از خدا می‌خوام کمک کنه. از شما هم ممنون میشم.
    منم از این دردا زیاد دارم! البته میدونم همشون عصبین چون یکی دو روز بعد خوب میشن و دوباره یه جای دیگه درد میکنه

    میدونین این قضیه فراموش کردن اصلا آسون نیست، فقط کسانی که تجربه کردن میفهمن که چه درد بدیه، و بقیه زیاد ما رو جدی نمیگیرن!

    اگه شما تصمیم جدی گرفتید که نمیتونید با شرایط فعلی باهاش ازدواج کنید فراموشکردن خیلی آسونتره چون به خودتون قبولوندید که ادامه ی این رابطه به صلاحتون نیست....
    من معمولا در طول روز حالم بد نیست ولی هرشب موقع خواب گریه میکنم واگه گریه نکنم در طول روز میتترکم، پتو رو میکشم روی سرمو جیغ میکشم، تا خوابم ببره البته صبح که از خواب پامیشم حالم بد نیست (حالم بد نیست به این معنی که میتونم کارای روزانه مو بکنم!)
    گاهی شبا هرکار میکنم آروم نمیشم این جور موقع ها یکی از خاطرات بچگیمو انتخاب میکنم و مرورش میکنم، واسه خودم تعریف میکنم! گاهی از دوران دبیرستان، حتی دوره لیسانس، این کار خیلی منو آروم میکنه، مرور خاطرات خوب همیشه به ادم آرامش میده
    با این کار وسط گریه کلی هم میخندم!! :) و گاهیم شک میکنم که دیوونه شدم یا نه
    خلاصه شبای من اینجوری میگذره وکسی هم از خانواده از قضیه خبر نداره اینجوری بهتره چون وقتی چیزی نمیدونن به روی ادم نمیارن مثل اینکه اتفاقی نیوفتاده باشه

    اینا رو درصورتی گفتم که تصمیم جدی برای قطع رابطه گرفته باشین و هیچ جوره ازش برنمیگردین.
    ولی اگه هنوز مطمئن نیستین، اولش احساسات رو کامل بذارین کنار شرایط رو برای خودتون از اول بازگو کنین یا روی کاغذ بنویسین و ببینین آیا با این شرایط با طرف مقابل ازدواج میکردین یا نه؟ یعد تصمیمتون رو از روی این بگیرید
    برای این قضیه هم یه مثال جالب براتون بزنم، رشته تحصیلیه من برقه ، ما درسی داشتیم به اسم مدارمنطقی ، که در واقع حوزه دیجیتال هست، تو این مدارها ولتاژ همه جا یا 0 هست یا1 و به غیر از این دو امکان نداره، شما هم تو این مرحله باید مثل یه مدارمنطقی عمل کنین یا باید معادل 0 باشید یا1 ! و به غیر از این دو امکان نداره....شما یا باید با همین شرایطی که هست باهاش ازدواج بکنید یا نکنید و حالت سومی هم وجود نداره
    نتیجه ی رابطه ی من هم 0شد! شمارو نمیدونم موفق باشید

  2. کاربر روبرو از پست مفید aida222 تشکرکرده است .

    aida222 (دوشنبه 24 بهمن 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.