آدما همین جورین نازنین. یه وقتایی دلشون پر می شه. دله دیگه! دل داشته باشی می گیره... تو پست قبلیت گفته بودی تو خونه پدریت شادی کمه. فکر می کنی خودت تنها کسی هستی که همچین شرایطی داری؟ می خوای بگم بچه های تالار دستشونو ببرن بالا ببینی چند نفر با مشکلاتی مثه تو یا بدتر حتی، درگیرن ولی شاد شادن؟ به نظرت اینا چیکار کردن؟ چطوری این کودک رضایت رو برگردوندن به قلبشون؟ ...
یا شاید فکر می کنی با ازدواج همه چی درست می شه؟... آره. ازدواج بعضی مشکلاتت رو حل می کنه، اما چنتا مشکل جدید هم همراهش میاره! به اینا فکر کردی؟ می خوای برات مثال بزنم؟ یه کم تو تالار بچرخ و احوال متاهلا رو ببین. خودت دستت میاد ...
می دونی می خوام چی بگم؟ شادی یه جایی اون بیرون نیست که بخوای بری پیداش کنی و بچسبونیش به دلت... تو وجود خودت باید دنبالش بگردی. اگه گم شده، یه جایی توی دل خودته نه پیش پدر و مادر، یا معشوق، یا همسر و ...
بهونه برای زندگی می خوای؟ کی بهتر از خودت؟ چی ارزشمند تر از شادی خودت؟ ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)