با اجازه آقای بی بی نظرمو می گم.به نظرم رفتار شما درست بوده.مطمئن اگه همین طور رسمی برخورد کنید اونم متوجه بشه.البته اینجا درسی که باید یاد بگیرین اینه که به هر قیمتی از کسی که نمی دونیو چقدر جنبه داره ازین درخواستها نکنید.
آقای بی بی رفتار های من سرتاسر رفتار منفعلانست تازه دارم با کمک اینجا چیزهائی یاد می گیرم.عصری مادر شوهرم اومد خونمون سر بزنه.و من طی همین نیم ساعت 2 رفتار منفعلانه انجام دادم.قرار بود شام اونشبو مادرم درست کنه بفرسته وقتی مادرشوهرم خونمون بود مادرم زنگید گفت آمادست به همسری جونت بگو بیاد بیاره.من دوست داشتم بعد از قطع تلفن رو به مادرشوهرم بگم مادرجون چون درس دارم مامانم شام درست کرده اما از فکری که راجع به من کنه (چه تنبل)نگفتم.می دونم این موضوع زیاد مهم نبود ولی همین که جرات نکردم خیلی بده.
دومین رفتارم مربوط به وقتی بود که گفت امشب مسجد مراسم هست بعد شام می یایم بریم.من دوست نداشتم برم ولی چیزی نگفتم.حتی ازش پرسیدم ساعت چند می یاین بریم؟....خلاصه بعد رفتن به همسرم گفتم اگه اشکالی نداره من نمی یام تو خودت برو و همسرمم گفت باشه.آقای بی بی این رفتارم منفعلانه بود یا جراتمندانه؟من که فکر می کنم ترکیبی از هر دو.در اون لحظه رفتارم منفعلانه بود ولی بعدش اونجور که دوست داشتم مسجد نرفتم.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)