سلام بالهای صداقت عزیزم.صحبت و راهنمائی واسه افراد با تجربه خیلی سخته.خیلی.واقعا این مشکلت همه ما رو ناراحت کرده.من همیشه از شما انرژی گرفتم.از راهنمائی هائی که به همه می دی.تو برای من وخیلی های دیگه مظهر استقامت.مثبت اندیشی هستی.حالا چی شده که این حس اومده سراغت؟واقعا موندن یا جدا شدن از همسرت یکیه؟.واقعا منطقت هم همینو می گه؟.به نظرم تو خسته ای.چون خیلی مسئولیت ها رو دوشته.من که می شینم تو خونه و راحت همسرم پول می یاره با تو یکی نیستم.ارزش کارت خیلیه.اگه می تونی مرخصی بگیری خوب می شه.تو باید باید تجدید قوا کنی.تجدید قوا به این معنی نیست که می گم بمون و ادامه بده.خودت باید تصمیم بگیری.این تجدید قوا واسه خودته.من فقط یه چیزو می دونم هر تصمیمی بگیری باید توش احساس آرامش کنی.
یه سوال راجع به مهاجرت.این موندن و رفتنت ربطی به جدائی یا ادامه زندگیت داره؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)