نقل قول نوشته اصلی توسط آتنــــــا25
[align=justify]آیدا اول به خودت مسلط باش این پسر دوستته، شوهرت که نیست انقدر دستپاچه شدی! خدا نکرده اگه پس فردا تو زندگیت این اتفاق بیفته اون موقع میخواهی چکار کنی!؟
1- توجیه ممنوع! ارتباط حتی اگه از طرف اون دخترم شروع شده باشه بهرحال این دوست تو بوده که چراغ سبز نشون داده، اگه متعهد بود حتی یه جواب سلام هم بهش نمیداد.
2- اگه یکی این عادت (دختربازی) براش عادی باشه و بخواد تکرار کنه هر چقدرم تو کنترلش کنی چیزی عوض نمیشه کار خودشو میکنه، فوقش میره یه خط دیگه میگیره که تو چکش نکنی! یا ایمیلشو عوض میکنه، جدید میسازه!
3- دور بودن اون دختر ازش تضمین قطع رابطه نیست! اولا که اگه بخواد میتونه با یکی که نزدیکشه ارتباط برقرار کنه، اگرم نه میتونه با همون قبلی با وسایل ارتباطی ادامه بده و هرزگاهی هم به بهانه سفرهای کاری و ... بره ببینش.
(تجربه زندگی خودمو برات مینویسم، نمیگم همه یه جورن فقط میخوام بدونی دوری راه برای آدمی که دنبال کسی باشه مانع نمیشه! شوهر من که با هم 4 سال عقد بودیم با یه دختر تو شهر دیگه دوست شده بود یه سال برای مسافرت به اون شهر رفته بود با دختره قرار گذاشته بود و دیده بودش!) سعی نکن بخاطر وابستگی احساسی که بهش داری توجیش کنی و چشمتو روی حقایق ببندی و بگی همه چی خوبه! میگی رابطه خاصی با دختر نداشته و فقط در حد تلفن و چت بوده! بنظرت باید چه جوری می بود که رفتار زشتی به چشم بیاد!؟ از همین چت و تلفن ها شروع میشه و به جاهای باریکتر میکشه!!
4- معلومه که آدم وقتی دستش رو میشه اظهار ندامت و پشیمونی میکنه، انتظار داری رفتارش غیر از این باشه!؟ اما حقیقت اینه که اگه دستش رو نمیشد همچنان ادامه میداد!! پس فهمیدن تو باعث شده رابطه رو ختم کنه (البته اگه واقعا اینکارو کرده باشه) و اون شخصا به رابطه پایان نداده پس بازم عذرخواهی کارشو توجیه نمیکنه.
5- ما نمیتونیم بهت هیچ تضمینی بدیم اگه بخوای خودت میتونی امتحانش کنی ببینی چطور آدمیه!
6- میگی وقتی با همید همه چی خوبه وقتی جدا میشین همش افکار بد میاد سراغت، یعنی بهش اعتماد نداری! آدمیکه بهش اعتماد نداری نمیتونه گزینه مناسبی برای همسری باشه.
7- تو برای آرامشت رابطه رو قطع کردی و اون هیچ عکس العملی نشون نداده، بعدش دوباره بخاظر وابستگی بهش زنگ زدی و گفتی کمکم کن بهت اعتماد کنم!؟ ظاهرا اون خیلی هم از این وضعیت ناراضی نبوده که بهش اعتماد نداری وگرنه یه تلاشی میکرد!! اگه بقول خودت که میگی خیلی بهم علاقه مندیم نمیتونیم همو ول کنیم پس چرا اون ولت کرد بحال خودت تا تو خودت مجبور شدی برای رهایی از حس بد درونت و افکار بدت دوباره بهش رو بیاری!؟
این توئی که خیلی وابسته هستی آیدا البته شاید علاقه مندم باشی اما این بخاطر وابستگیته که نمیتونی یه تصمیم درست و قاطع بگیری و بهش عمل کنی از علاقه نیست! اون حتی همین وابستگی هم نداره!
........
فعلا دیگه چیزی به نظرم نمیرسه ... [/align]
آتنای عزیز خیلی ممنونم
جواب تو برام معقولانه تر بود...فقط چند مورد هست که می خوام بگم

درباره مورد2: ما تو این مدتی که باهمیم ،خب من تا حدی شناختمش میدونم اهل دختر بازی و این کارا نیست پسر چشم پاکیه و بیشتر هم دنبال کار و دانشگاهشه حتی یه جای دیگه هم کار نیمه وقت میکنه ، خیلی خانواده دوسته ودنبال این چیزا نیست، همین تناقض هاست که منو بیشتر مردد میکنه..
در مورد اینکه میگی من هرچی کنترلش کنم اگه اون بخواد دنبالش بره ،در هر صورت میره و من نمیتونم کاری بکنم..خب آره حق با توا، ولی من هدفم از کنترل کردن این نیست که جلوشو بگیرم خیلی وقتا هدفم اینه که بتونم یه اثر جرم دیگه پیدا کنه که بتونم با خیال راحت و آرامش بیشتر و بدون عذاب وجدان ولش کنم! در واقه میخوام مچشو بگیرم! البته دیگه این کارا رو نمیکنم

درباره مورد6: آره ولی فقط همین مورده که عدم اعتماد میاره...در موارد دیگه خب ما خیلی از هم مطمئینیم مثلا چون احتیاج داشت من پول زیادی بهش قرض دادم و اونم همین کارو میکنه و خیلی هوای منو داره ، از هیچ کمکی دریغ نمیکنه و...
درباره مورد 7: نه این درست نیست، من وقتی بهش گفتم که می خوام تموم کنیم اون قبول نکرد کلی اصرار کرد سعی کرد آرومم کنه دلیل بیاره توضیح بده...ولی هرچی گفت من قبول نکردم و بعدش یه روز هم طول نکشید که بهش زنگ زدم چون عذاب وجدان داشتم و فکر میکردم تقصیر خودمه وگرنه مطمئنم که بعدا خودش زنگ میزد چون قبلا هم به خاطر یه مسائل دیگه قهر کردیم و همیشه اون به من زنگ زده و برای آشتی پیشقدم شده...خیلی وقتا اگه من نخواستم پیشش باشم دیدم که خیلی ناراحت میشه و داغون میشه
اون منو ول نکرد ، اون هیچوقت حاظر نیست این کارو بکنه....من تو توهم سیر نمیکنم از این چیزایی که میگم مطمئنم همیشه برای همه چی دنبال دلیل میگردم .
اگه اون طور که شما میگید بود که حتی یه لحظه هم تردید نمیکردمو برای همیشه ولش میکردم ...این چیزاست که منو مردد میکنه.....
با بقیه موارد موافقم ، ممنون میشم اگه دوباره نظرتونو بهم بگین
میتونم ازتون بپرسم الان با همسرتون تو چه وضیعتی هستین؟

نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
با سلام و خسته نباشید،

تالار همدردی روابط دختر و پسر قبل از ازدواج را به علت خطرهایی که به همراه دارد تایید نمی کند و در این خصوص مشاوره نمی دهد.

می توانید به این تاپیک سری بزنید.


پست خانم آویژه بهترین جواب برای شماست.
از او بخواهید رسماً به خواستگاری شما بیاید و زیر نظر خانواده ها و به دور از احساسات به شناخت یکدیگر بپردازید.


موفق باشید.

من برای خانم اویژه یه پاسخ نوشتم ولی ایشون جواب منو ندادن خب من هم قانع نشدم

بر فرض که طرف به خواستگاریم بیاد خب تو کلیت این مسئله ای که من روش شک دارم چه فرقی میکنه؟؟ واقعا نمیفهمم چرا میگید درباره روابط دختر و پسر مشاوره نمیدین؟ ما هدفمون ازدواجه و داریم آشنا میشم، حتما باید عقد کرده باشم، بعد این بلا سرم بیاد که مشاوره بگیرم؟فکر نمیکنین این اموزش ها باید قبل از ازدواج داده بشه؟
من خودم روابط دختر و پسر و بدون سرانجام قبول ندارم ولی آشنایی برای ازدواج رو چرا،
حالا بر فرض که خانوادم هم خبر داشته باشن ، خب برای این مورد من چه فرقی میکنه


نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
با سلام و خسته نباشید،

تالار همدردی روابط دختر و پسر قبل از ازدواج را به علت خطرهایی که به همراه دارد تایید نمی کند و در این خصوص مشاوره نمی دهد.

می توانید به این تاپیک سری بزنید.


پست خانم آویژه بهترین جواب برای شماست.
از او بخواهید رسماً به خواستگاری شما بیاید و زیر نظر خانواده ها و به دور از احساسات به شناخت یکدیگر بپردازید.


موفق باشید.

من برای خانم اویژه یه پاسخ نوشتم ولی ایشون جواب منو ندادن خب من هم قانع نشدم

بر فرض که طرف به خواستگاریم بیاد خب تو کلیت این مسئله ای که من روش شک دارم چه فرقی میکنه؟؟ واقعا نمیفهمم چرا میگید درباره روابط دختر و پسر مشاوره نمیدین؟ ما هدفمون ازدواجه و داریم آشنا میشم، حتما باید عقد کرده باشم، بعد این بلا سرم بیاد که مشاوره بگیرم؟فکر نمیکنین این اموزش ها باید قبل از ازدواج داده بشه؟
من خودم روابط دختر و پسر و بدون سرانجام قبول ندارم ولی آشنایی برای ازدواج رو چرا،
حالا بر فرض که خانوادم هم خبر داشته باشن ، خب برای این مورد من چه فرقی میکنه