خیلی از دوستای گلم ممنونم دارم به نتایح خوبی می رسم اما هنوز مطرج کردنش با شوهرم توی ذهنم بصورت یک سری حرفای پراکنده است. بازم به کمکم بیایید تا بتونم به فکرم نظم بدم و با شما مطرح کنم ببنید اینطوری بگم جواب میده یا نه.
بی نهایت جون ما جفتمون 25 سالمونه و ملاحت جون دقیقاً وقتی نمی دونه من چقدر پول پس انداز دارم یا اصلاً دارم یا ندارم همه چیز آرومه آخه من که نمی تونم داخل زندگی ام همینطوری ازش مقدار پولی رو که دارم مخفی نگهدارم:-)خب پس چطور بهش بگم که پولام رو باهاش توی یک حساب نذارم بهتره؟تازه میدونید بالاخره که شرایط سخت اول زندگی رو اونم واسه ما که هنوز شوهرم قراره سرباز باشه بعد راحت این پول رو به مادرش یا برادرش قرضهای فوق العاده طولانی میده.اگه من باهاش توی اون حساب شریک نشم هیچی از پولای خودش به من نمی گه.کلاً به من یاد بدید که چطور بهش بگم پول تو واسه زندگی ما خرج می شه و پول من اگر دوس داشتم بهت میدم و تو کاری به پول من نداشته باش. آخه کاملاً روی پول منم برای گذروندن زندگی از الان حساب میکنه و حقیقتش منم یکم از این رفتارش حرصم میگیره و مردونگیش پیش خودم یکم ها(نه زیاد) زیر سوال میره:-(کمک!








علاقه مندی ها (Bookmarks)