با سلام و تشکر فرشته مهربان

حق با شماست و من مشکلم این هست که وقتی موضوعی من رو آشفته میکنه انقدر عصبانی میشم و همش راجع به اون فکر میکنم و استدلال میکنم مواردی که بسیار ناراحتم میکنه لحن بد و تهمت نارواست اما ازتون میخوام کامل موضوع را بخونید من کامل توضیح میدم و شما در مورد من تصمیم بگیرید
مدتی که من در اون اداره کار آموز بودم خیلی فعال بودم به جای 240 ساعت خیلی بیشتر وایسادم و واقعا کار میکردم مسئول کار اموزیم مرد بسیار خوبی بود و از من خیلی راضی بود من عاشق کارم مخصوصا مرتبط با رشتم(کامپیوتر) تلاش زیادی هم کرد که من رو جذب کنه برای همون قسمت من هم خیلی میخواستم بشه اونجا شاغل شم اما خوب اداره دولتی بودو پ.ا.ر.ت.ی میخواست ونهایتا شماره منو گرفت و گفت جای دیگری در آینده خبرت میکنم که از اینجا بهتره و چند وقت بعد نیرو میخواد
تو همون اداره یه قسمتی آشنا شدم که قبلا شماره تماس ازم گرفته بود همون خانمی که وصفش رو بالا نوشتم اسمش رو میذاریم(خ) رفتم پیشش و پیگیری کردم یه خرده وارد صحبت شد و آخر پای دردو دل رو باز کرد و درباره ی این گفت که با مدیر عامله شرکته دوست بودهو دعواشون شده و کلی بد و بی راه به هم گفتن وحقش رو نداده یه منشی زن اورده به جای این و غیره و ذالک همون جا مردد شدم که کسی که پیش مدیر عامل ارزشی نداره من از طریق اون بیام معقوله؟!! فرداش زنگ زد و گفت بیا موافقت کرده
روز 4 شنبه بود من رفتم نزدیک ظهر طبق گفته ی خودش و اصرار خودم که قرارداد باید امضا بشه که قرارداد امضا کنم اما گفتن قرارداد نیاورده و هفته بعد و از این حرفا یه صحبتی کردم و سوال راجع به کارو ساعت و حقوق و این حرفا و با مدیر عامل تماس گرفت و گفتن از شنبه بیاد رسما روز اول کاری
من شنبه رفتم که یعنی روز اول کاریمه که توضیح دادم که تاظهر آشنایی با کار بود و خانم خ دائما اسمس و زنگ میزد و طبق معمول دعوا با آقای مدیر عامل ظهر مدیر عامل اومد اونجا (یه پسر30 ساله) با عصبانیت وارد شد و من سلام کردم و دختره گفت یه چند لحظه باهام میخواد صحبت کنه(دعوا) و من رفتم بیرون و نیم ساعت بعد زنگ زد بیا رفت!! انتظار داشتم اونجا من رو به مدیر عامل معرفی کنه!! و در طی روز از رفتارهای اون خانم اینکه دائما باپسرهای مختلف حرف میزد و رفتارش با مدیر عامل خوشم نیومد ,و خیلی مشکوک مدیر عامل ظرف 1 سال به ثروت میلیاردی رسیده بود
در مورد اینکه شما گفتید نباید میرفتم نمازخونه من مجبور بودم چون کلید اتاق دست خانم خ بود ومنطقی و عقلانی نبود بمونم و بعدا مساله ای پیش بیاد!
اما مشکل سر این بود که این خانم خ سهل انگاری کرد که باعث درگیری من با اونها شد وظیفه کار فرما بود پیگیری کنه من با مدیر عامل و کارفرما قرارداد میخواستم ببندم پس اونها باید مراحل دیگه ی اداریش رو به من میگفتن و همین مجوز ورود هم من بهش گفتم در هر صورت این خانم خ عامل اصلی درگیری من با حراست بود و کارمندای حراست که بسیار کثیف بودن پریروز با خبر شدم یکی از اونها رو به اتهام ت.جاو.ز به خانمی انداختن بیرون در هر صورت من نرفتم و نمیرم اونجااما شما باشید در این حالت با این اشخاص چه رفتاری می کنید؟
در طی کار آموزی 1بار زیاد کار کردم و به من میگن چراااااا؟تو ضیح منطقی دادم و دوست ندارن باور کنن من بخاطر کار مجانی و صداقت اضافیتر کار کردم
روز شنبه که رفتم اونجا سر کار با یه لحن تند و بد روز بعدش میگن نمیتونی بری داخل و بعد رفتم پیش رئیس با لحن تند و بد میگه دیروز از صبح تا آخر وقت اینجا چیکار میکردییییییییییی؟
شا باشید عصبانی نمیشید در این شرایط؟ این تهمت نیست؟