فرهنگ جان عزیز
خود پدر و مادرش در جریان بودن بعد از اطلاع ایشون و خونواده من تصمیم به شناخت همدیگه واسه ازدواج گرفتیم پدر و مادرش واسم جداگونه عیدی میفرستادن جایی میرفتن برام کادو میگرفتن همین پارسال پدرش از مشهد یه قرآن نفیس جعبه دار گرون قیمت برام هدیه آورده بود رابطه ما پنهونی نبود اگه هم فقط در حد فک و فامیل بود قبل قول و قرار ازدواج و شناخت همدیگه بود یعنی سه سال اول دوستی در ثانی تحقیق خونوادگی مون هم تموم شده بود تو یه مراسم رسمی دختر و پسر همدیگه رو دیدن طبق رسم و رسومات روز بله برون و تاریخ عقد که روز زن امسال میشد تعیین شد اما شب بله برون پدر پسره زنگ زد و گفت ما مصلحت نمیدونیم این وصلت انجام بگیره هیچ مشکلی نداریم فقط سن دخترتون 4 سال زیاده همین با پسره صحبت کردم قسم خورد همشون از اول اطلاع داشتن خب فرهنگ جان الان شما قضاوت کنین خواهش میکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)