آقای عزیز من ی دختر خانمم که الان قهر خونه ی پدرم هستم.1 ماهه از هم دوریم نه من زنگ می زنم نه اون...خوب شما که از دل اون خبر نداری...من عاشق شوهرمم ...دارم نابود می شم از دوریش اما زنگ نمی زنم...عاشقشم اما همش با جسارت می گفتم طلاق می خوام و دوستت ندارم...حرف دلم نبود اما می گفتم که بترسه اما این سری دیگه خودش بیرونم کرد...ما هم هر دو مغرور و لجباز...8 ماهه زندگی کردیم فقط...اما ی نکته اینکه هزچی بترسی ازش به سرت می آد...نترس نقطه ضعف دست طرفت نده و نذار فکر کنه اونقدر بیچارشی که با هر شرایطی تو این رابطه می مونی...جرات داشته باش...صادقانه و محکم نه بدبخت وار بگو تو دوسش داری و خواهان طلاق نیستی اما اگه اون می خواد اوکی هست! اگه واقعا دو ستت داشته باشه حرفاش در حد تهدید هست اگه واقعا طلاق خواست باید باور کنی تو این رابطه 50درصرش دست شماست نه بیشتر...شما که نمی خوای تحمیل کنی خودتو؟؟! آدم ترسو همیشه بازندس